![]() |
![]() |
|
| چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست سخن شناس نه ای جان من خطا اینجاست |
|
مردى غلامى تنبل داشت كه هرگاه كارى را به او مى سپرد، درست انجام نمى داد.
يك روز مرد به غلام امر كرد: پس از اين هر كار گفتم بايد عوض يك كار دو كار بكنى.
از قضا مرد بيمار شد و از غلام خود خواست پزشك را در بالين اش آورد. غلام رفت و با دو نفر بازگشت. مرد پرسيد: اين دو نفر كيستند؟
غلام پاسخ داد: مگر خود نگفتى عوض يك كار دو كار كن.
يكى از اين دو پزشك است و ديگرى گوركن تا اگر پزشك مداوايت نكرد، گوركن گورت را بكند.
ابشيهى |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1385/02/31ساعت 9:10 قبل از ظهر توسط zahra |
|
|
حق تعالي فرعون را چهارصد سال عمر و ملك و پادشاهي و كامروايي داد. جمله حجاب بود كه او را از حضرت حق دور مي داشت.
يك روزش بي مرادي و دردسر نداد تا مبادا كه حق را ياد آرد.
گفت: تو به مراد خود مشغول مي باش و ما را ياد مكن.
فيه مافيه - مولوي |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1385/02/31ساعت 9:6 قبل از ظهر توسط zahra |
|
|
صنما به تو دل دارد خو نکند به دری دیگر رو
نه سپرده به جایی سر را ننهاده قدم بر هر کو
دل و دین که به یغما بردی زده ای ره من از هر سو
نشناسم سر خود از پا که به چوگان تو هستم گو
من و عشق تو عیاری بس که به غیر تو دیاری کو
تا نوشیدم می بی رنگی رستم از عالم رنگ و بو
زین پس منم و جانی شیدا قلبی مفتون که کند هو هو
تا نوری به دلم بخشیدی گوید بی من و ما هر دم او
از دکتر جواد نوربخش
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1385/02/30ساعت 1:3 بعد از ظهر توسط zahra |
|
|
عشق است ز ما و من رمیدن در سایه دوست آرمیدن
خود را ز میانه بر گرفتن او را به میان جان کشیدن
اندیشه خویش محو کردن دفترچه عقل را دریدن
دست از همه غیر حق بشستن پای از در این و آن کشیدن
جز قصه عاشقی نخواندن جز جلوه او به جان ندیدن
جز صحبتش آرزو نکردن جز گفته دوست ناشنیدن
از بام کسی گذر نکردن دایم به هوای او پریدن
دنبال کسی دگر نگشتن پیوسته به سوی او دویدن
جان و دل نوربخش دادن حق را به ازای آن خریدن
از دکتر جواد نوربخش |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1385/02/30ساعت 12:49 بعد از ظهر توسط zahra |
|
|
پس اگر پادشاه باشي،
پادشاهي پارسا باش
و چشم و دست از حرم مردمان دور دار،
و اندر هر كاري را فرمان بردار خرد كن
و اندر هر كاري كه بخواهي كردن،
نخست با خرد مشورت كن
كه وزير الوزراي پادشاه خرد است.
قابوس نامه _ عنصرالمعالي |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1385/02/26ساعت 7:58 قبل از ظهر توسط zahra |
|
|
آورده اند كه نوشيروان عادل را در شكارگاهي صيد كباب كردند و نمك نبود. غلامي به روستا رفت تا نمك آرد.
نوشيروان گفت: نمك به قيمت بستان تا رسمي نشود و ده خراب نگردد.
گفتند: از اين قدر چه خلل آيد؟ گفت: بنياد ظلم در جهان اول اندكي بوده است. هركه آمد بر او مزيدي كرده تا بدين غايت رسيد.
اگر زباغ رعيت ملك خورد سيبي بر آورند غلامان او درخت از بيخ
به پنج بيضه كه سلطان ستم روا دارد زنند لشگريانش هزار مرغ به سيخ
گلستان سعدي - به كوشش دكتر خليل خطيب رهبر
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1385/02/25ساعت 10:44 قبل از ظهر توسط zahra |
|
|
دو درويش خراسانى ملازم صحبت يكديگر سفر كردندى يكى ضعيف بود كه هر به دو شب افطار كردى و ديگر قوى كه روزى سه بار خوردى.
قضا را بر در(۱) شهرى به تهمت جاسوسى گرفتار آمدند هر دو را به خانه در كردند.
به گل برآوردند بعد از دو هفته كه معلوم شد كه بى گناهند قوى را ديدند مرده و ضعيف را جان به سلامت برده. مردم در اين عجب ماندند.
حكيمى در آن ناحيت بود، گفت: خلاف اين عجب بودى آن يكى بسيار خوار بوده است طاقت بينوايى نداشت. به سختى هلاك شد وين دگر خويشتندار بوده است، لاجرم به عادت خويش صبر كرد و بسلامت بماند.
گلستان سعدى |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1385/02/25ساعت 10:34 قبل از ظهر توسط zahra |
|
|
چندان سخن كه بگفتي در ترازوي عقل من وزن آن سخن ندارد،
هنرچشمه زاينده است
و دولت پاينده
وگر هنرمند از دولت افتد غم نباشد
كه هنر در نفس خود دولتست.
گلستان سعدي |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1385/02/24ساعت 8:37 قبل از ظهر توسط zahra |
|
|
از ابراهيم ادهم پرسيدند كه روزگار چگونه مي گذراني؟
گفت: سه مركب دارم باز بسته.
چون نعمتي پديد آيد،
بر مركب شكر نشينم و پيش او باز شوم
و چون بلاي پديد آيد بر مركب صبر نشينم و پيش باز روم
و چون طاعتي پيدا گردد، بر مركب اخلاص نشينم و پيش روم.
تذكرة الاولياء - عطار نيشابوري |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1385/02/23ساعت 9:1 قبل از ظهر توسط zahra |
|
|
سلامت را نمي خواهند پاسخ گفت
سرها در گريبان است كسي سر بر نيارد كرد پاسخ گفتن و ديدار ياران را نگه جز پيش پا را ديد ، نتواند كه ره تاريك و لغزان است وگر دست محبت سوي كسي يازي به اكراه آورد دست از بغل بيرون كه سرما سخت سوزان است نفس ، كز گرمگاه سينه مي آيد برون ، ابري شود تاريك چو ديدار ايستد در پيش چشمانت نفس كاين است ، پس ديگر چه داري چشم همانبيرنگ بيرنگم دلتنگم |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1385/02/22ساعت 8:55 بعد از ظهر توسط zahra |
|
|
جانهای خاکی ما که اشتیاقی پنهان به حقیقت دارند گاه به گاه برای مصالح زمینی از آن دور میشوند، و برای هدفی زمینی از آن جدا میافتند. با وجود این، همهی روحها در دستان امن عشق اقامت دارند تا زمانی که مرگ از راه برسد و آنها را نزد خدا به عالم بالا ببرد. (جبران خلیل جبران ) |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1385/02/20ساعت 7:56 قبل از ظهر توسط zahra |
|
|
علی ( ع ) می فرماید : بین حق وباطل چهار انگشت فاصله است پرسیدند معنی اش چیست ؟ فرمودند : بین گوش وچشم چهار انگشت فاصله است " باطل آن است که بگویی شنیدم و حق آن است که بگویی دیدم " ( نهج البلاغه ) |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1385/02/20ساعت 7:51 قبل از ظهر توسط zahra |
|
|
من دلم می خواهد خانه ای داشته باشم پر دوست کنج هر دیوارش دوستهایم بنشینند آرام گل بگو گل بشنو هرکسی می خواهد وارد خانه ی پرعشق و صفایم گردد یک سبد بوی گل سرخ به من هدیه کند شرط وارد گشتن شست و شوی دلهاست شرط آن داشتن یک دل بی رنگ و ریاست بر درش برگ گلی می کوبم روی آن با قلم سبز بهار می نویسم ای یار خانه ی ما اینجاست تا که سهراب نپرسد دگر خانه ی دوست کجاست؟ ( فریدون مشیری ) |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1385/02/19ساعت 9:1 قبل از ظهر توسط zahra |
|
|
خدایا... به من زیستنی عطا کن که در لحظه مرگ بر بی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است حسرت نخورم و مردنی عطا کن که بر بیهودگیش سوگوار نباشم برای اینکه هرکس آنچنان می میرد که زندگی کرده است ( دکتر علی شریعتی ) |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1385/02/19ساعت 8:59 قبل از ظهر توسط zahra |
|
|
گفت:((آنجاچشمه خورشيدهاست. آسمان ها روشن از نور و صفاست. موج اقيانوس جوشان فضاست.)) باز من گفتم که:(( بالاتر کجاست؟)) گفت:((بالا تر ،جهانی ديگر است عالمی کز عالم خاکی جداست پـهن دشت آسمان بی انتهاست.)) باز من گفتم که:((بالاتر کجاست؟)) گفت:((بالا تر از آنجا راه نيست زانکه آن جا بارگاه کبرياست. آخرين معراج ما عرش خداست!)) باز من گفتم که:((بالا تر کجاست؟)) لحظه ای در ديدگانم خيره شد گفت:((اين انديشه ها بس نارساست!)) گفتمش:(( از چشم شاعر کن نگاه تا نپنداری که گفتاری خطاست: دور تر از چشمه خورشيد ها؛ برتر از اين عالم بی انتها؛ باز هم بالا تر از عرش خدا عرصه ی پرواز مرغ فکر ماست.))
مشيری |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1385/02/19ساعت 8:56 قبل از ظهر توسط zahra |
|
|
نقل است كه جهودي به مسافري شيخ آمده بود و در پس ستون مسجد نشسته و پنهان مي داشت. شيخ هر روز سفره به وي مي فرستاد. بعد از مدتي اجازت خواست كه برود. گفت: «اي جهود، چرا سفر مي كني؟ جايت خوش نيست؟» جهود شرم زده شد و گفت: «اي شيخ! چون مي دانستي كه جهودم اين اعزاز و اكرام چرا مي كردي؟» شيخ فرمود كه: «هيچ سري نيست كه به دو نان نيارزد»
به تصحيح دكتر محمد استعلامي |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1385/02/19ساعت 8:24 قبل از ظهر توسط zahra |
|
|
حضرت اميرالمؤمنين علي عليه السلام:
وقتي افراد عاقل، پير مي شوند نيروي عقل در نهادشان جوان مي گردد
و موقعي كه اشخاص جاهل به پيري مي رسند جهل و ناداني در وجودشان جوان مي شود.
غررالحكم ص ۱۸۹ |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1385/02/19ساعت 8:20 قبل از ظهر توسط zahra |
|
|
از دل و ديده گرامي تر آيا هست؟ ز دل و ديده گرامي تر دست زين همه گوهر پيدا و نهان در تن و جان بي گمان دست گرانقدرتر است
هر چه حاصل كني از دنيا دستاورد است هر چه اسباب جهان باشد در روي زمين دست دارد همه را زير نگين سلطنت را كه شنيدست چنين شرف دست همين بس كه نوشتن با اوست خوشترين نامه دلبستگي من با اوست
در فروبسته ترين دشواري در گرانبارترين نوميدي بارها بر سر خود بانگ زدم هيچت ار نيست مخور خون جگر دست كه هست
بيستون را ياد آر دستهايت را بسپار به كار كوه را چون پر كاه از سر راهت بردار
وه چه نيروي شگفت انگيزيست دستهايي كه به هم پيوسته است به يقين هر كه به هر جاي در افتد از پاي دستهايش بسته است
دست در دست كسي يعني پيوند دو جان دست در دست كسي يعني پيمان دو عشق دست در دست كسي داري اگر داني و دست چه سخنها كه بيان مي كند از دوست به دوست لحظه اي چند كه از دست طبيب گرمي مهر به پيشاني بيمار رسد نوشداروي شفا بخش تر از داروي اوست
چون به رقص آيي و سرمست برافشاني دست پرچم شادي و شوق است كه افراشته اي لشكر غم خورد از پرچم دست تو شكست دست گنجينه مهر و هنر است خواه بر پرده ساز خواه بر گردن يار خواه بر چهره نقش خواه بر دنده چرخ خواه بر دسته داس خواه بر ياري نا بينايي خواه در ساختن فردايي آنچه آتش بر دلم مي زند اينك هر دم سرتوشت بشر است داده با تلخي غمهاي دگر دست به هم بار اين درد و دريغ است كه ما تيرهامان به هدف نيك رسيده است ولي دستهامان نرسيده است به هم از فريدون مشيري |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1385/02/18ساعت 1:56 بعد از ظهر توسط zahra |
|
|
در عقد بيع سرايى متردد بودم. جهودى گفت: من از خدايان اين محلتم. وصف اين خانه ازمن پرس. بخر كه هيچ عيبى ندارد. گفتم: بجز آن كه تو همسايه منى!
خانه اى را كه چون تو همسايه است ده درم سيم بد عيار ارزد
ليكن اميدوار بايد بود كه پس از مرگ تو هزار ارزد گلستان سعدی |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1385/02/18ساعت 11:49 قبل از ظهر توسط zahra |
|
|
در گرمابه شدم و آبي بود، فراگذاشتم. جواني چون ماه از گوشه گرمابه آواز داد كه: تا چند آب بر ظاهرپيمايي؟ يك راه آب به باطن فروگذار.
تذكره الاوليا- عطار نيشابوري |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1385/02/18ساعت 11:46 قبل از ظهر توسط zahra |
|
|
هر کس به تمنای کسی غرق نیاز است هر کس به سوی قبله خود رو به نماز است هر کس به زبان دل خود زمزمه ساز است با عشق درآمیخته در راز و نیاز است
ای جان من تو جانان من تو در مذهب عشق ، ایمان من تو هیهات که کوتاه شود ، با رفتن جانم این دست تمنا که به سوی تو دراز است
هر که در عشق تو گم شد ، از تو پیدا می شود قطره نا قابل دل ، از تو دریا می شود دستی که به درگاه خدا بسته پل عشق کوتاه نبینید که این قصه دراز است
خاصیت عشق ، می جوشد از تو دل رنگ آتش می پوید از تو هر گوشه این خاک که دل سوخته ای هست از دولت عشق تو در میکده باز است |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1385/02/18ساعت 10:36 قبل از ظهر توسط zahra |
|
|
از بايزيد بسطامى پرسيدند: عمر تو چند است؟ گفت: چهار سال. گفتند: اين چگونه باشد؟ گفت: هفتاد سال است تا در حجاب دنيا مانده ام، اما چهار سال است كه وى را مى بينم و روزگار حجاب از عمر نشمرم |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1385/02/11ساعت 10:45 قبل از ظهر توسط zahra |
|
|
شب سردي است و من افسرده راه دوري است و پايي خسته تيرگي هست و چراغي مرده مي كنم تنها از جاده عبور دور ماندند ز من آدمها سايه اي از سر ديوار گذشت غمي افزود مرا بر غم ها فكر تاريكي و اين ويراني بي خبر آمد تا به دل من قصه ها ساز كند پنهاني نيست رنگي كه بگويد با من اندكي صبر سحر نزديك است هر دم اين بانگ برآرم از دل واي اين شب چه قدر تاريك است خنده اي كو كه به دل انگيزم ؟ قطره اي كو كه به دريا ريزم ؟ صخره اي كو كه بدان آويزم ؟ مثل اين است كه شب نمناك است ديگران را هم غم هست به دل غم من ليك غمي غمناك است سهراب سپهري |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1385/02/11ساعت 10:18 قبل از ظهر توسط zahra |
|
|
دوش می آمد و رخساره بر افروخته بود تا کجا باز دل غم زده ای سوخته بود رسم عاشق کشی و شيوه ی شهر آشوبی جامه ای بود که بر قامت او دوخته بود جان عشاق سپند رخ خود می دانست واتش چهره به اين کار بر افروخته بود گر چه می گفت که زارت بکشم می ديدم که نهانش نظری با من دل سوخته بود کفر زلفش ره دين می زد و آن سنگين دل در پيش مشعلی از چهره بر افروخته بود دل بسی خون به کف آورد ولی ديده بريخت الله الله که تلف کرد و که اندوخته بود يار مفروش به دنيا که بسی سود نکرد آنکه يوسف بزر نا سره بفروخته بود گفت و خوش گفت برو خرقه بسوزان حافظ يارب اين قلب شناسی زکه آموخته بود |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1385/02/11ساعت 10:13 قبل از ظهر توسط zahra |
|
|
درس : مفاهیم و نظریه های ارتباط جمعی نام و نام خانوادگی : زهرا حداد کتاب "برای درک رسانه ها از " هربرت مارشال مک لوهان " ، ترجمه سعید آذری در 443 صفحه توسط مرکز تحقیقات ، مطالعات و سنجش برنامه ای صدا و سیما در سال 1377 منتشر شده است . این کتاب شامل 33 فصل است. کتاب حاضر به دنبال شناخت انواع رسانه ها ،منشا درگیریهای میان آنان و آگاهی هایی است که به انسان میدهند و با بررسی این مسائل و بها دادن هرچه بیشتر به استقلال انسانی تا حد امکان مشکلات پدید آمده را محدود سازد یا حل کند. بدین لحاظ به بررسی بعضی از اثرات این پیوندهای دوگانه و یا نفوذ های متقابل رسانه پرداخت است . بطور کلی مطالب کتاب را میتوان در سه بخش دسته بندی کرد بخش اول از فصل اول تا فصل چهارم به بررسی معنای " پیام خود رسانه ها است "و انواع رسانه های گرم و سرد، قانون رفت و برگشت در رسانه های گرم ،اثرات عشق به این وسایل، رابطه های خطرناکی، که ازاین انرژی پیوندهای بوجود میاورد، پرداخته است. بخش دوم از فصل هشتم تا فصل بیست ودوم نویسنده به بررسی رسانه های انتقال دهنده چون کلام ،نوشته،کاغذ ، اعداد، لباس ، مسکن ، پول ، ساعت ، باسمه ، داستانهای مصور، نشریه ، چرخ ،دوچرخه ، هواپیما ، عکس ، مطبوعات، اتومبیل ، از زمان شکل گیری و تحولاتی که درآنها در گذر از گذشته ( مکانیکی )یا سرد به حال( الکتریسیته) یا گرم پرداخته است. بخش سوم از فصل بیست و سوم تا فصل سی و سوم با بحث تبلیغات به بررسی اثر اتی الکتریسیته در زمینه های مختلف زندگی روزمره انسانها ازجمله بازیها ، تلگراف، ماشین تحریر ، تلفن ، گرامافون ، سینما ، رادیو، تلویزیون ، تسلیحات ، خود کاری ( اتوماسیون )، بوجود آورده پرداخته است . نویسنده کتاب در مقدمه اظهار داشته عصر حاضر(ماشین) با توجه به اینکه سرعت به نحوی است که عمل و عکس العمل تقریبا به طور همزمان صورت میگیرد رو به اضمحلال هست همچنین پس از سه هزار سال پراکندگی و انفجار به شکل تخصصهای مختلف و به دنبال آنبروز تخصص گرایی و افزایش بیگانگی های ناشی از پدیداری امتداد های تکنولوژیکی جسم انسان، جهان هستی به ناگهان خود را با وضعیتی رقت بارو ناخوشایند روبرو میبیند، جهانی که مدام درهم فشرده ترمیشود. و همین انسجام شدید و ناگهانی در تمامی عملکردهای اجتماعی و سیاسی موجب میشود تا وجه انسانی مسئولیت از شدت عمل زیادی برخوردار شود. و همین انسجام عامل ایجاد تخصص گرایی و تفکیک گرایی و در نهایت منجر به درگیری انسان از لحاظ و جودی با امتداد های خودش خواهد شد. فصل اول با عنوان : "پیام خود رسانه است " به تعریف رسانه با این عبارت پرداخته تاثیر یک رسانه بر افراد یا جامعه به میزان شدت تغییرات در مقیاس ها و معیارهایی بستگی دارد که هر فن آوری جدید یا هر امتدادی از وجود ، در زندگی روزمره پدید می آورد . به عبارت دیگر رسانه بدون پیام است البته تا زمانی که از آن برای معرفی نمایشی نامهای تبلیغاتی و یا آگهی های تجارتی گفتاری استفاده نشده باشد. به همین سبب پیام یک رسانه یا یک تکنولوژی ، تغییر در معیارها ، آهنگ حرکات و مدل های زیستی انسان است. رسانه گرم، رسانه ای که یکی از حواس انسانی را امتداد بخشد و حساسیت بالایی نصیب آن سازد مانند رادیو یا سینما / که تشریک مساعی چندانی را برای مخاطبان خود ایجاب نمیکند و بیشتر موجب سرخوردگی آنها میشود. رسانه سرد، رسانه ای که حساسیت کمی ایجاد میکند و حساسیت چندان بالایی به وجود نمی آورد مانند تلفن و تلویزیون / (چون اصولا از طریق حس شنوایی حجم قلیلی از اطلاعات جذب میشود). رسانه سبک روابط انسانی را شکل داده و عملکرد های موجود در این روابط را مشخص میکند بدون آنکه محتوا یا نحوه استفاده از آن بتواند تاثیری بر طبیعت روابط انسانی بگذارد و دو دلیل عمده در استفاده از رسانه گرم و فوق گرم مثل نوشته و رسانه سرد مثل تلفن عبارتند از :1- نوشته خیلی خصوصی تر از تلفن پیام را منتقل میکند، 2- نوشته هم از نظر برد و هم از نظر جنبه تاثیر گذاری به گونه ای متفاوت عمل میکند. نویسنده معتقد که تمام پیشرفتهای الکترونیکی جدید امتداد ی از وجود انسانی است که این امتداد ها در مواقع مختلف سلامتی و بیماری باید به منظور حفظ تعادل عمل کنند در حالیکه چنین نیست و انسانها بسرعت شیفته این امتداد های وجود خودشان شده اند و نه تنها مکانیسم این امتداد ها تخفیف دهنده نیستند که اجزا را هم به میل خودشان تفکیک می کنند. و چون این امتداد ها درون نگر و روشنگر نیستند عملکرد های متقابل و تحولات آنان هم به خود ما مربوط میشود و عدم توازن بین رسانه و امتداد و جودی انسانها موجب تصورات نارسیس گونه حواسمان میشود که انسان را بسوی کرختی و سستی سوق میدهد. درحالی که اگر بتوانیم با درون نگری و روشنگری در رسانه ها ی الکترونیکی همراه با انتقال وجود فیزیکی خود به درون سیستمهای ، پویایی وجدان خودمان را نیز به جهان رایانه ها منتقل کنیم قادر خواهیم بود در برابر تصورات نارسیس گونه مصون بمانیم و دچار کرختی و انحراف نشویم و با انطباق کامل و جودی خود با محیط از طریق هدایت انرژی های بالقوه و جهت دهی های مربوط به آن نوعی ایستایی یا پایایی در رفتارهای مان بوجود بیاوریم. کلام از امتداد هایی دیگری ست که انسان را تشدید می کند، اما امکانات اش را از هم تفکیک می کند، و انسانها را از یکدیگر جدا می کند ،و بشریت را از ناخود آگاه جهانی اش دور میسازد. بطور مثال گوش انسان را می توانیم با یک گیرنده رادیویی مقایسه کنیم که دارای قدرت بازخوانی امواج الکترو مغناطیسی دارد و ضمنا قادر است، مجددا آنها را به شکل اصوات و صدای انسانی به فرستنده دیگری منتقل کند. اما امروزه رایانه ها حکم وسیله ای برای ترجمه و برگرداندند تمامی حواس، کدها و علامات و زبان های مختلف محسوب می شوند که تا حدودی درک عمومی و وحدت جهانی را نوید می دهند. همانطور که میدانید در هر فرهنگی، الفبا پیام آن فرهنگ ، در واقع ظرفیت و توان انتشار مدلهای همسان کننده و تداوم های دیداری هستند. حس شنوای برخلاف حس بینایی که خنثی و سرد است، خیلی حساسیت برانگیز، دقیق و فراگیر است، به همین علت فرهنگهای شفاهی درآن واحد از عمل و عکس العمل برخوردارند. خلاصه اینکه نوشته های، نمودی از امتداد حس بینایی ( که هدف آن گردآوری تجربیات انسانی و امکان دستیابی آسان به آنهاست) می باشند. و اعداد نیز درست مانند «نوشته»، امتداد و بازتابی کاملا بی طرف و عینی از حواس ما هستند و به خصوصی ترین فعالیتهای انسانی مربوط میشوند و می توانند مانند حس لامسه میان حواس مختلف ارتباط برقرار کنند. که در حال حاضر عصر الکتریسیته تلفیقی بین ارقام و تجربیات دیداری و شنیداری را پدید آورده ، حال خواه این حرکت در جهت درست یا غلط باشد موجب شده که ریاضیات مدرن که با اختراع اولیه نوشته کاغذ اعداد چاپ شروع شده درعصر جدید با تکنولوژی تفکیک گر یکد ست شود. این یک دستی حتی در نوع پوشش لباس و مسکن انسانها نیز تاثیر گذاشته تا جائیکه میبینیم لباس و مسکن که زمانی به عنوان امتداد ی از انسان به حساب میآمد و توان نگهداری و هدایت انرژی در جهت دلخواه را داشت با رسوخ الکتریسیته در تمام زوایای زندگی روزمره ما تبدیل به یک تظاهر غیر شفاهی از دگرگونیهای سیاسی شده که در اصل انقلاب مصرف بیشتر را نوید میدهد. که در میان این مصرف زدگی، پول نقش مبادله ای را ایفا میکند که خود یک محصول پایه ای و بنیادی محسوب می شود که با قدرت تخصصی کردن و جابجایی سریع خود بیانگر ارزشها نیز هست بطوریکه میتوانیم بگوئیم واحد پول و انسان با هم منطبق اند. متاسفانه این یک دستی انسان را از جهانی که آهنگ حرکت آن بوسیله فصول منظم میشد جدا ساخته و به سمت یک زندگی خالی از لطافت و ظرافت کشانده است. بطوریکه حتی کلمات و مکالمات روزمره ما نیز وضوح و روشنی خود را از دست داده و حتی داستان هائیکه زمانی شاهکارهای ادبی به ساب میآمدند امروزه کاملا دگرگون شده اند و این دگرگونی زمانی بیشتر جلوه میکند که در تبدیل این به اصطلاح شاهکارهای امروزی به سریال تلویزیونی و فیلم سینمایی و چاپ در مطبوعات نیز بروز تخصص گرایی و افزایش بیگانگی های کاملا هویدا میشود.با پیدایش "خود کاری " در همه نقشهای زندگی روزمره متوجه درهم ریختگی کلی و نوعی تهدید برای یک دستی درسطح جهانی میشویم . نتیجه گیری بطور کلی میتوانیم بگوئیم تکنولوژی نوعی صراحت بیان است که در همه افعال روزمره ما ریشه دوانیده ( که گاهی بدون آن انسان خود را فلج احساس میکند)، نه تنها هیچ انسجامی پدید نیاورده بلکه باعث گسستگی و انفجار کارها نیز شده و بیشتر از آنکه موجب آرامش و راحتی خیال انسانها شود عصر نگرانی و تشویش را القاء کرده است . و بطور کلی خطر اصلی در همان استفاده کورکورانه از انرژی الکتریکی نهفته است که موجب می شود تا تمامی دستاوردهای تکنولوژیکی قبل از آن و حتی الفبایی و مکانیکی را نادیده بگیریم. به قول آرنولد توینبی : یک تمدن وقتی تجزیه می شود و یا به حالت تعلیق در می آید که با زور و فشاری وافر سعی در ایجاد یک اتحاد سیاسی، آن هم به صورتی جهانی، داشته باشد». این از هم پاشیدگی و تعلیق را می توانیم نتیجه ازدیاد مداوم سرعت انتقال اطلاعات بدانیم. و امتداد های الکتریکی انسان، براحتی زمان و فضا را زیر پا می گذارد و در زمینه تشریک مساعی و تشکیلات انسانی، مسایل بی سابقه ای را پدید می آورد، که اگر این امتداد ها به جنگ بین وجود انسانی با خود انسانی نگردد انسان را به جایی میرساند که حسرت همان دوران ساده تر ، اتومبیلها و شاهراه ها را بخورد.ترجمه کتاب کاملا نشان میدهد متن اصلی کتاب به چه میزان سنگین بوده است . بخش هایی ا ز کتاب جملاتی دارند که بیانگر عدم درک مفهوم حتی برای خود مترجم بوده است چه رسد به خواننده و جدا از آن توالی ، تقدم و تاخر مطالب کتاب نمایان گر سنگینی متن اصلی است بطوری که مترجم در ابتدای متن کتاب در مقدمه ی خود بیان داشته که " اصل کتاب هم روال چندان درستی از نظر توالی ، تقدم و تاخر نداشته " و این خود تا حدودی به ترجمه متن لطمه زده و مترجم نیز بدون هیچ دخل و تصرفی به ارائه مطالب پرداخته است. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1385/02/07ساعت 9:20 قبل از ظهر توسط zahra |
|
|
درس : ارتباطات و توسعه اجتماعی نام و نام خانوادگی : زهرا حداد کتاب "جامعه شناسی جامعه اطلاعاتی " نوشته : منوچهر محسنی در210 صفحه توسط نشر دیدار در سال 1380 منتشر شده است. کتاب حاضر در هفت فصل به بررسی جامعه اطلاعاتی از ابعاد اقتصادی ، سیاسی ،اجتماعی ،و فرهنگی و در اصل جامعه شناسی جامعه اطلاعاتی پرداخته است . این فصول به ترتیب عبارتند از: شناخت جامعه اطلاعاتی/ تکنولوژی اطلاعات/ اینترنت و جامعه اطلاعاتی/ ارتباطات و پیام رسانی الکترونیک/ جامعه اطلاعاتی و زمینه های اجتماعی و فرهنگی/ جامعه اطلاعاتی و ساختار سیاسی و اقتصادی/ سازماندهی و مدیریت اطلاعات است. نویسنده در فصل اول به بررسی علوم انفورماتیک و تکنولوژی پیام رسانی و اطلاعات راه دور از یکسو و حوزه علوم اجتماعی و خصوصا جامعه شناسی از سوی دیگر پرداخته است . با تعریفی از جامعه اطلاعاتی به تعبیر دانیل بل : نوعی گسترش مفهوم جامعه فرا صنعتی است که در آن نقش تکنولوژی اطلاعات بسیار توسعه یافته است اشاره به ابعاد تکیه جامعه اطلاعاتی از جمله : فرهنگی/ اقتصادی / شغلی/ تکنولوژیک/ فضایی دارد. که معتقد است ظهور جامعه اطلاعاتی متقارن با سه تحول : جهانی شدن اقتصاد / ظهور اقتصاد مبتنی بر دانایی / توسعه و کاربرد عمیق شبکه های ارتباطی و پیام های دیجیتالی شکل گرفته است، و دارای سه زیرساخت اساسی : 1- زیرساختهای ارتباط از راه دور 2- زیرساخت مرتبط با دانش ها 3- زیرساخت تکنولوژیک مرتبط کننده اطلاعات میباشد. این زیرساخت ها منجر به پدید آمدن بزرگراه های اطلاعاتی و شبکه ها شده اند که دارای امکاناتی از قبیل : ارسال نامه الکترونیک/ مشاهده انواع فیلم ها / انجام عملیاتی بانکی/ اطلاع رسانی علمی / ارتباط سریع و مستقیم پژوهشگران با یکدیگر و موسسات پژوهشی / اداره و نظارت بر کار کارمندان / عرضه خدمات اداری، فنی ، مالی / برقراری ارتباط میان افراد مختلف / ایجاد مراکز جستجوی اطلاعاتی / بردن اعضا از طریق فضای الکترونیک به کتابخانه ها ، موزه ها، و دسترسی به هر آنچه که قابل مشاهد یا مطالعه است، میباشند. دنیای ارتباط شبکه ای دارای دو قلمرو است: شبکه های مبتنی بر فاصله دور یا VAN / شبکه های محلی یا LAN که هر دو این قلمرو ها مبتنی بر ملاحظات اقتصادی است، و دستگاه کامپیوتر به عنوان یک ماشین در دنیای ارتباط شبکه ای در ابعاد: تشدید فرایند اتوماتیک شدن کارها / اطلاعات منشا قدرت است و کامپیوتر به معنی اطلاعات است / تغییر در نحوه ارتباط انسانها / تاثیر در آگاهی های خصوصی و محرمانه قابل بررسی است. همچنین شکل گیری ارتباط شبکه ای موجب نوآوری در کشاورزی که بر ساختار تغذیه ای بشر موثر بوده، و صنعت که انرژی و تولید را متحول کرده، و در نهایت انقلاب اطلاعاتی که ساختار اطلاعاتی را در جهان متحول کرده و موجب جهانی شدن اطلاعات و شکل گیری جامعه اطلاعاتی گردیده است.خود جامعه اطلاعاتی از ویژگی های اقتصادی/ تکنولوژیک/ اجتماعی/ سیاسی /فرهنگی مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. در فصل دوم نویسنده با تعریفی از تکنولوژی اطلاعات " مجموعه ای از وسایل، تجهیزات، نرم افزارها، و به طور کلی خدمات و محصولاتی است که بستر اولیه تولید ، توزیع و اثر بخشی انواع مختلف اطلاعات است " به بررسی زیرساخت های فنی اجتماعی تکنولوژی اطلاعات و در ضمن آن بررسی ارکان نظام انفورماتیک از جمله : اطلاعات/ سخت افزار/ نرم افزار/ وسیله ارتباطی / انسان، و تکنولوژی کامپیوتر با پدیده هایی مانند رقمی شدن اطلاعات ( تلاقی چند عنصر: تبدیل مبادلات تلفنی به شکل تکنولوژی دیجیتال، فیبر نوری، کامپیوتر شخصی، و شبکه اطلاعاتی است )، واقعیت مجازی( گونه ای از روش شناسی است که از ارتباط سه عنصر انفورماتیک، نور، و ربات به وجود آمده است که تاثیرات جامعه شناختی آن از لحاظ کاربرد حرفه ای ، تاثیر در زندگی خصوصی، و تاثیر در زندگی اجتماعی مورد بررسی قرار داده است )، نرم افزارها، دیسک های فشرده ، تلفن و مخابرات، و بالاخره تلویزیون سیاره ای از نظر جامعه شناختی پرداخته است. در فصل سوم با عنوان اینترنت و جامعه اطلاعاتی از اینترنت به عنوان الگویی از جامعه اطلاعاتی نامبرده شده که با انواع خدمات از قبیل انتقال پرونده های کامپیوتری/ استفاده از پرونده های کامپیوتری/ پیام رسانی الکترونیک/ به کارگیری کامپیوتر به عنوان یک ترمینال/ دسترسی به اطلاعات به کمک فهرست ها مختلف/ چاپ مدارک و اسناد از راه دور/ و مدیریت، که مورد استفاده کنند گان شبکه قرار میگیرد. اینترنت متکی به سه تکنولوژی مشخص: شبکه تلفنی مبتنی بر انتقال بسته های پیام / پروتکل های (IP/ICP)/ و سیستم آدرس دهی اینترنت است. سه دسته از پروتکل های مهم اینترنت عبارتند از: پروتکل پست الکترونیک/ پروتکل انتقال فایلهای کامپیوتری از محلی به محل دیگر/ پروتکل ضوابط اتصال سایر کامپیوترها به اینترنت را مشخص میکند. در طول دهه اخیر قوانین و مقررات ، بخشنامه های متعددی در سطح کشورهای مختلف در زمینه کاربرد ها، محتوا، و عملکرد اینترنت به مرحله تصویب و اجرا درآمده است که شش دسته از این قواعد عبارت از: قواعد مرتبط با رفتارهای مودبانه ، قواعد مربوط به همکاری در تولید پیام ها، قواعد ناظر بر محتوای پیام ها، قواعد مرتبط با مساله شناسایی نویسندگان و گیرندگان، قواعدی که با مسائل حقوقی به معنی خاص کلمه در ارتباط قرار میگیرند، قواعد مرتبط با محدودیت های فنی است . فصل چهارم به بررسی وسایل ارتباطی از راه دور از قبیل پست الکترونیکی، صندوق پستی جهانی ( که موجب تحول در 4 بند خاص از جمله : نظارت بر دریافت پیام/ وجود ادارات پستی و شبکه هوشمند/ آدرس جهانی/ وجود تنها یک نقطه دسترسی به تمام پیام ها شده)/ پست الکترونیک، پست ،مخابرات پرداخته است.عناصر نظام پیام رسانی عبارتند از : نام گیرنده ، علامت @ که (at) خوانده میشود، و قلمرو سیستم دسترسی یا عرضه کننده خدمات است. در یک نظام پست الکترونیک 4جزء : مراکز تفکیک و انتقال پیام / ابزارهای پیام رسانی / صندوق های پستی / و واحدهای دسترسی را نظام انتقال پیام می نامند. چهار کاربرد مهم پست الکترونیک عبارت از مبادله اطلاعات میان اشخاص / مبادله اطلاعات رسمی و سازمانی / مبادله اطلاعات اقتصادی / استقرار فرآیند کار گروهی است . در فصل پنجم به بررسی تاثیر توسعه تکنولوژی اطلاعاتی بر ساختار اجتماعی – فرهنگی پرداخته است. توسعه تکنولوژی اطلاعاتی نه تنها تاثیرات خود را در اموری مانند ایجاد ، پردازش ، نشر، و کاربرد اطلاعات ظاهر ساخته که موجب دگرگونی بنیادی در ارتباطات میان انسانها با یکدیگر و رابطه میان انسانها با سازمان نیز شده است و در این پدیده ما شاهد پیوستگی تمامی تکنولوژی های پیشین در قالب پیکر واحدی از شبکه اطلاعاتی جهانی هستیم جایی که شریان های حیاتی یک جامعه مجازی به یکدیگر گره می خورد. براین اساس تکنولوژی اطلاعات، ظهور دسته بندی های نوین را تسهیل کرده و قبیله های بدون مرزی را موجودیت بخشیده است . این استحاله جدید خود منجر به ظهور پدیده جهانی شدن یا دهکده جهانی شده است . فصل ششم در این فصل جامعه اطلاعاتی را از ابعاد سیاسی و اقتصادی ( در یک رابطه تعاملی) مورد بررسی قرار داده و به مباحث :تاثیرات اطلاعات در دمکراسی که در آن فاصله جغرافیایی و حتی زمانی میان شهروندان و نمایندگان تقلیل می یابد،اطلاعات و شفافیت سیاسی اجتماعی، اطلاعات و مشارکت شهروندی، اطلاعات و دگرگونی اجتماعی –سیاسی، دولت و تکنولوژی اطلاعات ، قدرت سایبرنتیک، روابط بین المللی، و محدودیت اطلاعاتی، عدم تساوی در مقابل اطلاعات ، اقتصاد اطلاعات، کالای اطلاعات، رقابت و سیستم های اطلاعاتی، اقتصاد توجه، تجارت الکترونیک، اقتصاد شبکه و موسسات تولیدی و صنعتی، تکنولوژی اطلاعات و تغییرات سازمانی، اشتغال و تکنولوژی ارتباطی، کار از دور، فروش الکترونیک، و بالاخره پرداخت الکترونیک، پرداخته است. فصل هفتم در این فصل با تعریفی از مدیریت اطلاعات ( رشته ای از علم و فن مدیریت ،اداره مطلوب منابع محدود سازمانی در جهت حفظ سلامت و بقای و فعالیت ها از مدیریت مکاتبات تا مدیریت تکنولوژی اطلاعات و مدیریت استراتژیک تداوم دارد، میباشد ) به بررسی چگونگی شکل گیری و توسعه مراکز اطلاع رسانی ، ساختار بانک اطلاعاتی که با داشتن مدیریت دانش و مدیریت مالکیت معنوی اطلاعات و نظارت اجتماعی ،و ایمنی اطلاعات امکان پذیر است پرداخته است. و در آخر شمّه ای از موقعیت کنونی اطلاع رسانی الکترونیک در ایران را بیان داشته است. نتیجه گیری کتاب حاضر از انسجام کافی مطالب با یکدیگر برخوردار نبوده و نویسنده مطالبی درباره جامعه اطلاعاتی و مباحثی که در مدارک و اسناد موجود اعم از کتاب ها و مقالات چاپ شده در مجلات تخصصی و بانک های اطلاعاتی را بهم پیوند و در کنار هم قرارداده است . و بیشتر هم نویسنده ارائه تصویری از جنبه های متعدد رسانه های نوین و محتوای اطلاعاتی آن بوده است .این عدم انسجام موضوع جامعه اطلاعاتی و پراکندگی بررسی موضوعی آن خصوصا از جنبه جامعه شناسی جامعه اطلاعاتی ( عنوان اصلی کتاب) که نویسنده از آن نامبرده موجب گسیختگی فکری خواننده و عدم توالی مطالب در ذهن خواننده، را تداعی میکند. گذشته از نقاط ضعف ذکر شده نقطه قوت این کتاب داشتن واژه نامه در آخر کتاب و ذکر منابع و ماخذ مورد استفاده است که خواننده میتواند برای اطلاعات بیشتر و تکمیل کردن به آن مراجع کند. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1385/02/07ساعت 9:14 قبل از ظهر توسط zahra |
|
|
درس : ارتباطات و توسعه اجتماعی نام و نام خانوادگی: زهرا حداد کتاب "علم و تکنولوژی در کشورهای در حال توسعه : راهبردهایی برای دهه 1990 " نویسندگان : سوزانا فینکلی ویچ / میخائیل گیبونز/ آرنولف گروبلر/ پاپا کین / گوتر کرو بر/ هلکا نوونتی/ هنریک راتنر ژان / ژاک سالومون / جودیت سوتز/ وانگ هوئی جیانگ " ، مترجمان: پریدخت وحید ی/ یوسف نراقی در160 صفحه توسط مرکز انتشارات کمیسیون ملی یونسکو در ایران چاپ اول سال 1377 منتشر شده است. کتاب حاضر ترجمه خلاصه ای از مطالعات انجام شده توسط اعضای گروه شورای بین المللی برای مطالعات سیاست علمی یونسکو براساس ، گرایشهای آینده سیاستهای علم و تکنولوژی برای دو سال 88-1989 میباشد. کتاب شامل 5 بخش به ترتیب: بخش اول با نام زمینه بین المللی بخش دوم مناسبت تکنولوژی های جدید بخش سوم آینده مختلف کشورهای در حال توسعه بخش چهارم چالش های سیاستی بخش پنجم نتیجه گیری از کتاب است ،که به بررسی اهمیت علم و تکنولوژی به عنوان عاملی برای کاهش فقر ، نابرابری و بیکاری همراه با توجه به عوامل تاریخی، اجتماعی ، اقتصادی ، پرداخته است . و به این نکته اشاره دارد که کشورهای در حال توسعه برای داشتن نقش فعال در این جهان که آینده آن را علم و تکنولوژی شکل میدهد، چاره ای جز توجه به علم و تکنولوژی در سطح ملی و تلاش برای رسیدن به موقعیتی عالی تر در آن ندارند و روشن است در گام نخست پذیرفتن این حقیقت که علم و تکنولوژی کالای لوکس نیست بلکه شکلی از سرمایه گذاری بلند مدت و یک ضرورت است که در تخصیص منابع به آن باید ملاحظات دور نگر و تصمیمات راهبردی در نظر گرفته شود.در این کتاب کشورهای جهان به 5 گروه تقسیم شده اند : 1- کشورهای بسیار فقیر که منابع طبیعی و دور نمای محدودی دارند. 2- کشورهای بزرگ چین و هند که با اختلافات منطقه ای زیادی مواجه اند. 3- کشورهای صادر کننده منابع طبیعی که صادرات آنها می تواند بر دور نمای رشد شان به طور مثبت یا منفی تاثیر گذارد. 4- کشورهای تازه صنعتی شده که باید موقعیت رقابتی خود را حفظ کنند. 5- کشورهای صنعتی شده که بازیگر اصلی در توزیع مجدد و بین المللی فعالیتهای اقتصادی اند اما با چالشهای بی سابقه ناشی از عوامل جدید رشد اقتصادی رو به رو هستند. علم و تکنولوژی به عنوان عامل محرکه مهمی برای آینده تمامی کشورها شمرده میشود که سه مشکل عمده نیز برای سه گروه کشورهای اول بو جود میآورد: 1- علم و تکنولوژی نمیتواند حاضر و آماده وارد شود و اگر وارد شود در صورتی میتواند به فرآیند توسعه کمک کند که در ساختارهای اجتماعی درونی شود و با سنتها و فرهنگهای مسلط بیآمیزد. 2- کافی نبودن منابع علمی و تکنولوژیک به صور ت افراد آموزش دیده و موسسات تخصصی است . 3- ایجاد بهره برداری و مدیریت پایگاه علم و تکنولوژی است. کتاب به چهار گونه کشور از نظر تواناییهای علم و تکنولوژی اشاره دارد که عبارتند از : 1- کشورهایی که فاقد پایگاه علم و تکنولوژی هستند. 2- کشو رهایی که دارای عناصر بنیادی پایگاه علم و تکنولوژی هستند. 3- کشورهایی که در آنها پایگاه علم و تکنولوژی ایجاد شده است . 4-کشورهایی که پایگاه موثر علم و تکنولوژی را دارند. راههای پیش روی کشورهای فوق الذکر برای پیوستن به جرگه کشورهای دارای علم و تکنولوژی عبارتند از : - صنعت زدایی و انتخاب راهبردی که برخلاف روندهای جدید بازارهای جهانی است. - رشد کلی نسبتا سریع مبتنی بر منابع طبیعی بدون آنکه مسئله فقر شدید و ناتوانی برای ورود به مرحله نوین توسعه حل شود. - رشد مبتنی بر ترکیبی از صنعتی شدن صادرات نگر و توسعه ساختارهای فعالیتهای داخلی و ایجاد فرصت های جدید برای تولید ، اشاعه تکنولوژی جدید و ایجاد اشتغال. که برای ایجاد انگیزه تقاضای علم و تکنولوژی نیاز به یکسری سیاستها به ترتیب زیر میباشد: -- افزایش اطلاعات مربوط به علم و تکنولوژی و انتشار آن -- بهبود روَش تولید از طریق بازدید مشاوران فنی از واحد های تولیدی ، -- فراهم کردن زمینه های عمومی برای پذیرش علم و تکنولوژی از طریق توسعه کتابخانه ها ، موزه ها ، موسسات علمی و بحثهای عمومی ، -- طرح و اشاعه تکنولوژیهای موثر در رفع مشکلات مناطق شهری برای ایجاد ،بهره برداری و مدیریت پایگاه علم و تکنولوژی. نتیجه گیری : با توجه به سه نوع توسعه ای که در سطح بین المللی بو جود آمده ( علم و تکنولوژی در دگرگونیهای شرایط رشد اقتصادی و اجتماعی توجه فزاینده ای داشته اند/ ایجاد چالش در الگوهای سنتی مدیریت با گسترش و انتشار پیشرفتهای تکنیکی داشته اند/ گسترش و به کارگیری تکنیک های اطلاعاتی و ارتباطی نوین در سطح جهان داشته اند ) تنها توجه به توانایی و تنظیم فرصت های ارائه شده برحسب کل پوشش شرایط اجتماعی – اقتصادی ، و با ایجاد پایگاه علم و تکنولوژی به شکل گسترده و آموزش کافی به پرسنل و رهبران و مراکز صنفی و خدماتی – کشاورزی که فرصت های علمی و تکنولوژیک را تشخیص دهد می تواند برآورده شود. همچنین تدارک بودجه تحقیقات علمی با توجه به نکات مثبت و منفی عمومی ،ملی و بین المللی عامل اساسی در استراتژی ملی است ، در این زمینه آموزش علمی و تکنولوژیکی به مدیران جهت فرموله کردن اولویت اجرایی استراتژیهای ملی ، امر مهمی بحساب میاید. در پایان با بهره گیری از راهنمایی های کشورهایی که در حال حاضر دارای فعالیتهای اقتصادی و غیر اقتصادی صنعتی هستند و با کمک همکاری های بین المللی میتوان مکانیسم های مناسب را سرعت بخشید. کتاب حاضر دارای ترجمه ای سلیس و روان بوده که نشان دهنده روانی متن اصلی است .همچنین دارای خلاصه ای از فصول که توسط مترجمان در ابتدای کتاب با عنوان دیباچه آمده میباشد و مراحل مختلف سیاستهای انجام پذیرفته را با تقسیم بندی کلی از یکدیگر مجزا کرده، و توضیح داده است. همچنین دارای پیوست ها و جدا ولی در رابطه با متن اصلی کتاب شامل توزیع کشورها ی برحسب جمعیت / تولید ناخالص داخلی سرانه/ صادرات تولیدات صنعتی /کارکنان، دانشمندان، دانشجویان، آموزش عالی، کارگاههای و کالاهای کارگاهی در تحقیق و توسعه میباشد . |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1385/02/07ساعت 9:12 قبل از ظهر توسط zahra |
|
|
استاد : دکتر بدیعی پژوهشگر:زهرا حداد Journal of Communication, December 2005.55(4):810-827/ The Role of Trust in Channels of Strategic Communication for Building Civil Society / By Carl H. Botan and Maureen Taylor عنوان : نقش اعتماد به ارتباط استراتژیک کانالهای برای ساخت جامعه مدنی چکیده در این زمان آشفته، ارتباط توسعه یک بخشی در حال رشد و مهم هم در تحقیق و تمرین دانشگاهی است. این مقاله نقش استراتژی کانالهای ارتباطی در توسعه جامعه مدنی بو سنی را جستجو می کند. این مطالعه موردی گزارش نتایج نظر سنجی از بوسنیای ها درباره سطوح اعتماد آنها به مقامات دولت محلی بو سنی ، رسانه های جانشین، و کنترل برون داده های رسانه محلی میباشد. یافته ها کمی پس از جنگ بو سنی متوسط سطوح اعتماد آنها به کانالهای ارتباطی شان، و در زمانیکه آنها اطلاعات مهم را دریافت می کردند نشان داد. بنظر میرسد که رسانه های جانشین با اعتماد بیشتری نسبت به رسانه های محلی یا مقامات دولت محلی مورد توجه قرار گرفتند، سرانجام وابستگی سیاسی و قوم گرایی از طرق پیچیده بر اعتماد به کانالهای ارتباطی تاثیر گذاشت . فرضیه ها - رسانه های جانشین بطور معنی داری رسانده ها پیام مورد اعتماد تری، نسبت به رسانه های محلی هستند. - رسانه های جانشین بطور معنی داری امتیاز بیشتری به نسبت رسانه های محلی به بعد شاخص اعتماد میدهند. - تفاوت معنی دار بین رسانه های جانشین و رسانه های محلی در ابعاد تخصصی اعتماد نخواهد بود . - مقامات دولت محلی به طور معنی داری حاملان پیام مورد اعتماد تری ، نسبت به رسانه های محلی هستند. - مقامات دولت محلی به طور معنی داری حاملان پیام مورد اعتماد تری، نسبت به رسانه های جانشین هستند. - وابستگی سیاسی بطور معنی داری تاثیر متقابل بر کانال، برای نفوذ بر ارزش اعتماد دارد. روش تحقیق این مطالعه، بطور جزیی به توسط سرمایه دفتر USAID(Grant No. USAID / OTI ZE 198) تامین شده، روش تحقیق پیمایشی است. مشاهده مقایسه ای بین ، ارزش اعتماد، صاحب منصب ها ی دولت محلی ، رسانه های محلی ، و رسانه های جانشین در بو سنی هرز گوین در چهار ایالات خود مختار طی دهه1998انجام داده است. اگرچه، بو سنی هرز گوین، بعد از 1998 تغییر کرد، هدف این مطالعه یک مورد ویژه برای کمک به درک بیشتر ارتباط بین همکاری کانالهای ارتباطی استراتژیک و مبارزات جامعه مدنی ، نه برای فراهم کردن داده های جاری در یک کشور است. صحبت کنند گان زبان بومی پرسشنامه های کتبی با بیش از 740 مورد به سه لهجه سرب - کرو اتی مرتب کردند ، تعداد720 تا از آنها به اندازه کافی برای استفاده کامل شد. مصاحبه در هر دو اتحادیه بو سنی (سارا یو- توزلا و زینس) و جمهوری سارا س پکا (بانجلاکا و دوبوجا ) انجام پذیرفت. نتیجه گیری - فرضیه اول نشان داد که رسانه های جانشین بطور معنی داری اعتماد کلی بیشتری به عنوان حاملان پیام از رسانه های محلی دارند. که با استفاده از تست مانووا آزمایش، و در حقیقت حمایت شد. - فرضیه 2و 3 نشان داد که مقامات محلی اعتماد بیشتری نسبت به رسانه های محلی و رسانه های جانشین، داشتند. و بطور متناوب توسط آزمایش یکسان پشتیبانی نشد. در واقع ، به طور شگفت انگیز، مقامات دولت محلی بطور معنی داری اعتماد کمتری نسبت به رسانه های جایگزین یا رسانه های محلی داشتند. - اولین فرضیه فرعی در بعد شخصیتی رسانه جانشین امتیاز بالاتر از رسانه محلی گرفت ، که حمایت شده بود - فرضیه فرعی دوم، نشان داد که در بعد تخصص هیچ تغییر معنی داری بین رسانه های جانشین و محلی نخواهد بود، زمانی رسانه جانشین بطور معنی داری امتیاز بیشتری در این بعد نسبت به رسانه محلی کسب کرد،که حمایت نشده بود. - فرضیه چهارم ، نشان داد که وابستگی سیاسی بطور معنی داری تاثیر متقابل دارد با کانال برای نفوذ بر ارزش اعتماد، و توسط عامل آنووا مورد آزمایش و حمایت قرار گرفت. این تحقیق نشان داد با ایجاد ارتباط بین کانال ارتباطی و در روش ها اعتماد ، شاید بتواند در بحران ملت ها دیگر مفید باشد. هدف این تصمیم اخیر ما برای تمرکز بر کانالهای استراتژیک به عنوان موارد مراجعه بیشتر نسبت به محتوای پیام یا ارتباط شخصی نزدیک دوستان را تقویت کرد. این مطالعه به محققین توسعه ارتباطات اجتماعی نشان داد ، با اینکه رسانه های جانشین نسبت به کانالهای قدیمی بیشتر مورد اعتماد هستند ، اما داده ها پیشنهاد میکنند که ارزش اعتماد مشاهده شده هنوز از وابستگی سیاسی تاثیر می پذیرد و فقط از لحاظ استحکام متوسط هست. تقریبا پس از یک دهه حمایت وسیع بین المللی ، بو سنیایی ها هنوز منابع کمی برای مواقع جستجوی اطلاعات دارند که بتوانند به آن خیلی جدی اعتماد بکنند. از طرف دیگر ، بو سنیایی ها حالا تنوعی از کانالهای ارتباط دارند بطوری که میتوانند آنچه اطلاعات از آنها میخواهد جمع آوری کنند. تجربه بو سنی ممکن کاربردی برای ملت های دیگر که در بحران قرار دارند داشته باشد. اعتماد اساس یک جامعه مدنی است ، و حتی سطوح متوسطی از اعتماد برای کانالهای چند گانه یک نقطه شروع است. کانالهای ارتباطی معتبر برای بازسازی جوامع مدنی ضروری هستند، برای اینکه با اعطای سازماندهی بایستی توجه عمده ای به ارتباط در همه شکلها و کانالها اختصاص بدهند. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1385/02/07ساعت 9:9 قبل از ظهر توسط zahra |
|
|
||
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1385/02/06ساعت 1:1 بعد از ظهر توسط zahra |
|
|
همانند بسياري موارد، به نظر ميرسد بي كفايتي به شكل منحني زنگ مانند باشد. درصد اندكي از مردم نزديك به راس هستند، اكثر مردم در قسمت مياني آن قرار ميگيرند و معدودي نيز نزديك به انتهاي آن قرار دارند و در بيشتر تخصص ها (بجز آنهايي كه فقط افراد بسيار با كفايت واجد شرايط در نظر گرفته مي شوند) فقط روش زندگي است كه به نظر نتيجه بخش مي باشد. معدودي افراد در هر زمينه واقعا خوب خواهند بود، اكثريت در ميانه خواهد بود، و هميشه اندك افرادي شما را به حيرت مي اندازند كه چگونه زندگي شان را در اين دنيا اداره ميكنند.
باوجود اين جالب اين است كه بسياري از مردم انگار اين پويايي ها را درك نميكنند يا اگر هم درك كنند، بي شك هيچ همدردي يا عقل و درايتي در واكنش هايشان به اين امر نشان نميدهند. علي رغم اين حقيقت كه بي كفايتي حقيقت مسلم و اجتناب ناپذير زندگي است، گويي مردم از آن متعجب هستند؛ از آن مي رنجند، احساس تحميل آن را ميكنند و واكنش نابهنجار نسبت به آن بروز ميدهند. بسياري مردم از بي كفايتي شكايت دارند، از آن آشفته ميشوند، راجع به رواج فراوان آن با ديگران حرف ميزنند و زمان و انرژي با ارزش را صرف اميدواري و آرزوي از بين رفتن آن را ميكنند. ديده ام كه مردم آنچنان از بي كفايتي مسلم ناراحتند كه تصور كرده ام شايد به سبب آن دچار حمله قلبي يا فروپاشي رواني شده اند. به جاي درنظر گرفتن آن به عنوان مصيبتي ضروري، عصباني ميشوند و اغلب مشكل را با واكنش نابهنجار پيچيده ميكنند و سرشان را از درماندگي به ديوار ميكوبند. آخر سر هيچ نتيجه اي نمي گيرند، جز آنكه شخص درمانده از لحاظ عاطفي تحليل رفته و با خود كاري كرده كه بد به نظر برسد. يكي از نمايش هاي تلويزيوني مورد علاقه ام برنامه كمدي عاشقت هستم مي باشد. ليزاكادرو، كمدين با استعداد نقش تقريبا فراتر از تصور پيشخدمتي بي كفايت را در رستوراني كوچك بازي ميكند. تا همين اواخر كه در رستوراني در شيكاگو بودم، خيال ميكردم نقش او قابل نسخه برداري نباشد. اما پيشخدمت آنجا آن قدر بد عمل ميكرد كه براي لحظه اي خيال كردم كه براي سنجش ميزان از كاه كوه ساختنم مرا در مقابل دوربين مخفي قرار داده اند. تا آنجا كه ميتوانم بگويم در انجام هر سفارش به طور كامل خرابي بالا مي آورد. من سفارش يك ساندويچ سبزي دادم و روست بيف نيم پز نصيبم شد، مشتري كناري من سفارش يك ميلك شيك داد و طرف يك بستني برايش آورد كه آن را هم بسرعت روي پيراهن گران قيمت او خالي كرد. اين موضوع همچنان ادامه يافت، و اين قضيه براي هر ميز بدتر از ميز قبلي انجام ميگرفت. بعد از مدتي ماجرا خوشمزه شد. وقتي قبض از راه رسيد،او به جاي حساب روست بيف من، قبض يك ميز ديگر و يك تي شرت با آرم رستوران آورد. ماجراي بعدي از خانمي نقل ميشود كه در دفتر معاملات املاك كار ميكند. علاوه بر فروش خانه ها، او به هماهنگي مشتريانش با كارشناسان مختلف- وام دهندگان، بازرسان وارزياب ها كمك ميكرد. او از ارزيابي تعريف كرد كه ( دو مرتبه) با او و بسياري ديگر از همكارانش كار كرده بود. اين ارزياب بر اساس كلمات اين خانم فراسوي باور بود. كار او ارزيابي ارزش بازار خانه فروخته شده براي اطمينان از اين امر بود كه وام پرداختي براي وام دهنده خطري در بر نداشته باشد. ظاهرا او عادت داشت خانه ها را تا دوبرابر ارزش واقعي شان ارزيابي كند. براي مثال، اين خانم خانه ها را به قيمت تقريبي 000/150 دلار مي فروخت كه آن ارزياب 000/300 دلار ارزيابي اش ميكرد. خانه كناري دقيقا مثل اولي 000/150 دلار فروخته شد. اواظهار داشت كه اين شيوه هميشگي او بود: او همه روش هاي ارزيابي منطقي و استاندارد را كنار گذاشته بود و متكي به غريزه اش بود. لابد بي كفايتي او براي خريداران خيلي خوب بود، ولي خطري را كه وام دهنده تقبل ميكرد متصور شويد، كه هيچ ارتباطي به واقعيت نداشت. باورنكردني ترين قسمت قضيه اين است كه اين به اصطلاح ارزياب بيش از ده سال است كه دراين شغل مشغول به كار است! علي رغم الگوي هميشگي بي كفايتي آشكار او، همچنان به نمايندگي از وام دهندگاني كه به قضاوت او متكي هستند تا از وامهاي خود محافظت كنند، به كار گمارده ميشود. به هيچ وجه نميگويم سر و كار داشتن با بي كفايتي خوشايند است ولي اگر ميخواهيد از احساس آزردگي شديد اجتناب كنيد، مهم است كه اين قدر متعجب نشويد. خود را از شر آن خلاص كنيد. مفيد است كه بدانيد بي كفايتي تا حدي مثل روز باراني قابل پيش بيني است؛ حتي اگر مثل من در كاليفرنيا زندگي كنيد. دير يا زود روي ميدهد، بنابر اين به جاي گفتن: نميتوانم آنچه ميبينم را باور كنم يا چيزي شبيه به اين، به ياد داشته باشيد كه گاه گاه روي ميدهد و اجتناب ناپذير است. پذيرش امور به گونه اي كه واقعا هستند احتمالا به شما اجازه ميدهد كه چيزي مثل البته قرار است گهگاهي اين طور شود را به خود بگوييد ( يا به ذهن آوريد.) قادر خواهيد بود روشن بيني خود را حفظ كنيد و به ياد داشته باشيد كه بخش عظيمي از زمان، معطوف شما نيست. در عوض تمركز بر دراماتيك ترين و افراطي ترين موارد براي اعتبار بخشيدن به اعتقاد خود به بي كفايتي شايع، ببينيد اگر ميتوانيد اين حقيقت را تشخيص دهيد كه اكثر مردم بيشتراوقات واقعا خوب عمل ميكنند و از آن قدرداني نماييد. با كمي تمرين و شكيبايي، ناراحتي از مواردي را كه كنترلي بسيار كم برآن داريد متوقف ميكنيد. من پيشنهاد ميكنم كه بي كفايتي را تحمل يا از آن دفاع كنيد، يا اگر كارفرما هستيد نبايد افراد سخت كوش شايسته تر را جايگزين كارمندان بي كفايت كنيد. اينها موضوعاتي بكلي متفاوت است. آنچه ميگويم اين است كه صرف نظر از اينكه كيستيد يا چه ميكنيد، در زندگي كاري خود دست كم با مقداري بي كفايتي برخورد خواهيد كرد( و مجبوريد با آن سر و كار داشته باشيد). چرا نياموزيد كه آن را آسان بگيريد، و نگذاريد اين قدر شما را آشفته نسازد؟ صرفا با پيش بيني چيزي در ذهن خود كه به هر حال رخ خواهد داد، قادر خواهيد بود به گونه اي مهيج كيفيت زندگي خود را بهبود ببخشيد. ميدانم كه سر و كار داشتن با بي كفايتي ميتواند مستاصل كننده باشد؛ بخصوص هنگامي كه خطرات آن زياد است. هر چند واقعا ميتوانم تضمين كنم كه از دست دادن خونسرديتان چندان مفيد نخواهد بود. دفعه بعد كه با مصاديق بي كفايتي برخورد كرديد، حتي اگر آشكار باشد، ببينيد اگر ميتوانيد بهترين بهره را از آن ببريد، اگر امكان دارد وضعيت را تصحيح كنيد و بعد به روز خود ادامه دهيد. بگذاريد بگذرد. به جاي آنكه آن بي كفايتي را در ذهن خود به سر فصل اخبار تبديل كنيد، بينيد اگر ميتوانيد آن را تبديل تبه قصه كوچك ديگري كنيد. در صورت انجام آن، از شر يكي ديگر از منابع استيصال خلاص خواهيد شد اصل مقاله از سایت روزنامه تفاهم |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1385/02/06ساعت 12:42 بعد از ظهر توسط zahra |
|
|
امروزه، دو دسته از افراد به فعالیت در زمینهی وب مشغولند. افرادی كه آن را به عنوان یك نوع دارایی تلقی میكنند و دستهای كه این فعالیت را به شكل یك كالا می بینند.
به گروه دوم توصیه میكنم، شغل جدیدی برای خود دست و پا كنند. هفتهی گذشته، با مدیر شركتی صحبت كردم، كه مؤسسهاش به تازگی از نرمافزار Portal استفاده میكرد. بارگذاری (DownLoad) صفحهی اصلی، حدود 30 ثانیه طول میكشید و این تنها بخشی از مشكلات بود. كاركنان این مؤسسه تقاضای غیر فعال كردن این نرمافزار را كرده بودند تا از این طریق وب سایتی كارامدتر و مفیدتر داشتهباشند. دو هفته پیش، با افرادی صحبت كردم كه مجبور به استفاده از این نرمافزار بودند. آنها و تمام كاركنان این شركت از این نرمافزار متنفر بودند. این طور به نظر میرسید، كه فردی در ردههای بالای IT استفاده از Portal را اجباری كرده است. همچنین چند هفتهی پیش، ایمیلی دریافت كردم كه حاوی كشمكشهای نویسندهی آن و مسئولین شركت مربوطه برای تبدیل وب سایت شركت به انبار اطلاعاتی بود. از نظر افرادی كه این نرمافزار را توصیه میكنند، مدیریت یك وب سایت هزینه و مشكلات زیادی به همراه دارد. از دید آنها كافی است، مطالب را به شكل فولدرهای مقالات PDF یا فایلهای Word و به كمترین مدیریت، در سایت قرار داد. افرادی كه فعالیت در زمینهی وب را به شكل كالا تصور میكنند، درحقیقت میخواهند،این كالا را به شكل داده و اطلاعات در یك انبار ذخیرهی اطلاعات، نگهداری كنند؛ تا بتوانند، آن را به آسانی و به سرعت پر كنند. از نظر این افراد، به یقین باید راهی برای تولید اتوماتیك دادهها وجود داشته باشد.پیتر دراكر میگوید:”ما در 50 سال گذشته تمام فعالیتهای خود را بر T ، متمركز كردیم و قصد داریم 50 سال آینده روی موضوع I كار كنیم.“ با ذخیره كردن اطلاعات،به تنهایی، نمیتوانید از آن به طور كافی استفاده كنید. اطلاعات به معنی مبادلهی دانش است، منظور از اطلاعات هم، اطلاعات وب است.چگونگی به تحریر درآوردن یك مطلب و روشهای به نمایش گذاشتن آن؛ تاثیری عمیق بر سوددهی سایت شما دارد. موقعیت خود را در 5 سال آینده چطور تصور میكنید؟ اگر به دنبال كسب موفقیت در زمینهی IT هستید، باید روش مدیریت صحیح را بیاموزید. دو مورد برای مدیریت وجود دارد: مردم و اطلاعات. باید تمام كارهای مربوط به بخش T را به طور اتوماتیك، ارایه كنید. بخش جالب كار روی I از ذخیره سازی به انتشار مقالات و بیرون دادن اطلاعات، تغییر كردهاست. اگر به عنوان گرداننده و تنظیم كننده یك وب سایت فعالیت میكنید، در حقیقت یك ناشر ثانویه هستید. ناشر یك سایت بودن، همانقدر كه به مقالات منتشر شده مربوط میشود، به آنچه كه به نمایش در نمیآید، هم ارتباط دارد. در مقابل ایجاد یك انبار اطلاعاتی و وعدههای گولزننده مبنی بر حل مشكلات؛ مقاومت كنید. اطلاعات و مفاهیم، حكم دارایی و سرمایهی شما را دارند و ارزش آنها در صورت انتشار افزایش مییابد. دادههای باارزش، طبقه بندی مناسب، كنترل و صفحهآرایی از عوامل مؤثر بر موفقیت شما هستند. از افراد، اعم از كاركنان شركت، مشتریان، شهروندان یا دانشجویان، بخواهید، باارزشترین منبع و دارایی خود، یعنی زمان را، در سایت شما مصرف كنند. حتی یك ثانیه هم برای این بازدیدكنندگان عجول، زیاد است و به این ترتیب به آسانی آنها را از دست میدهید. مطالب را با كیفیت عالی به سرعت در اختیارشان قرار دهید، مطمئن باشید، آنها با توجه خود از زحمات شما قدردانی خواهند كرد اصل مقاله از واحدبازاریابی الکترونیکی شرکت اطلاع رسانی همکاران سیستم سایت روزنامه تفاهم |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1385/02/06ساعت 12:18 بعد از ظهر توسط zahra |
|
|
بر کدام جنازه زار میزند اين ساز؟ بگذار برخيزد مردمِ بیلبخند زاری در باغچه بس تلخ است بگذار برخيزد مردمِ بیلبخند |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1385/02/05ساعت 11:9 بعد از ظهر توسط zahra |
|
|
نه بهاري |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1385/02/05ساعت 11:8 بعد از ظهر توسط zahra |
|
|
بی سبب دل را مرنجان از قضا نتوان گريخت نوش جان بايد نمود حق هر چه در پيمانه ريخت |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1385/02/05ساعت 11:6 بعد از ظهر توسط zahra |
|
|
میروم خسته و افسرده و زار عشق این نیست که یک دل به صد یار دهی عشق آن است که صد دل به یک یار دهی دریای آرزو در این دل شکسته من موج میزند راهی به دل بجو |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1385/02/05ساعت 11:5 بعد از ظهر توسط zahra |
|
|
دکتر کاظم معتمدنژاد عمدهترين مسائل كنوني جهان ، آن چنان كه در «اعلاميه هزاره» ( مصوب 8 سپتامبر 2000) به هنگام گردهمايي ويژة سران جهان در مجمع عمومي ملل متحد، به مناسبت فرا رسيدن سومين هزاره پس از ميلاد مسيح برشمرده شده اند، مبارزه با گرسنگي و فقر ، پيشبرد خدمات بهداشتي ، گسترش آموزش و بهبود پايداري محيط زيست را شامل مي شوند . در اين ميانة در فاصله چند سال اخير پس از صدور اعلاميه مذكور ، تغييرات جديدي در دنيا پديد آمدهاند و مخصوصا اختلافات بين شمال و جنوب، افزايش يافته اند و به اين ترتيب ، با حادتر شدن مسائل مربوط به توسعه كشورهاي جهان ، اين سوال مطرح است كه آيا تكنولوژي هاي پيشرفته كشورهاي غرب با نظام هاي اجتماعي و ارزش هاي خاص آنها – بازار آزاد ، تكنولوژي به مثابه مالكيت معنوي ، فرد گرايي و مصرف گرايي – ميتوانند جنبه جهان فراگير پيدا كنند يا چنين امري به سهولت امكان پذير نيست . الف. اصل عدم تبعيض ب. حق توسعه پ. حق آزادي بيان و حق ارتباط تأکید ویژة « اعلامیة اصول» مصوب نخستین « اجلاس جهانی سران دربارة جامعة اطلاعاتی» (10 تا 12 دسامبر 2003)، بر جایگاه برجستة ارتباطات در زندگی اجتماعی انسان و نقش کانونی آن در جامعة اطلاعاتی، به خودی خود، نشانگر آن است که اجلاس مذکور، به طور غیر مستقیم « حق ارتباط» را به عنوان یکی از حقوق مهم انسانی، طرف توجه قرارداده است. در مقدمه این اعلامیه گفته شده است که « ... ارتباطات، یک فرایند بنیادی اجتماعی، یک نیاز اساسی انسانی، شالودة تمام سازماندهی های اجتماعی و عنصر مرکزی جامعة اطلاعاتی است ...» و چنین شیوة بیانی معرف آن است که مسائل مربوط به تأمین نیاز ارتباطی یا حق ارتباط افراد در جامعة اطلاعاتی، از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. ج- حقوق فرهنگي 2- ديدگاه مبتني بر حقوق مدني براي جامعة معرفتي پايدار منشور مذكور ، پس از تأكيد بر اهميت حقوق چندگانة اخير ، دربارة نتايج عملي ناشي از كاربرد آنها ، چنين خاطر نشان کرده است: در پايان «منشور حقوق مدني براي يك جامعة معرفتي پايدار»، تأكيد شده است كه ترميم «شكاف ديجيتال»، بايد بيش از هر چيز مورد توجه قرار گيرد و به عنوان يك هدف سياسي داراي بالاترين اولويت، به آن نگريسته شود. زيرا ، تا زماني كه تبعيض در مورد اكثريت مردم جهان ادامه داشته باشد ، نه آزادي اطلاعات و نه آزادي به طور كلي، هيچ كدام وجود نخواهند داشت . با بيان ديگر ، جامعة اطلاعاتي در صورتي كه قسمت قابل ملاحظهاي از جمعيت جهان كنوني و آينده را از مزاياي تكنولوژيهاي اطلاعات و ارتباطات محروم سازد، نميتواند جنبة پايدار داشته باشد.(2) 3- بي توجهي به عدم تحقق تعهدات مالي كشورهاي بزرگ 1- Jorgensen, Rikke Frank. “A human Rights Perspective on the World Summit on the Information Society : The Human Rights Framework”. In Vision in Process: world Summit on the Information Society – Geneva. 2003, Tunisia 2005. Berlin: Henrich Boll Foundation ,2003, PP 9-14 2- Kuhlen ,Rainer. “The Charter of Civil Rights for a Sustainable Knowledge Society: A Vision with Practical Consequences”. In Vision in Process: World Summit on the Information Society – Geneva 2003,Tunisia 2005 . Berlin: Heinrich Boll Foundation 2003,pp,7,8 3- Chantal Peyer “on the Question of Financing at the World Summit on the Information society in visions in process pp.24-30 4- Joelle Corron and Michel Egger. Telecommunications Regulation: From the Omnipotent State to the Market Model in Chanal peyer et al (eds). Who Pays for the Information Society. pp .25-34 5- Cees J Hamelink “la Société Globale de l’Information: Visions. Peuples et Pouvoirs” . Annuaire Suisse de Politique du Developpement, 2002,P.173 6- Joelle Carron and Michel Egger. “Telecommunications Regulation: From the Omnipotent State to the Market Model. Ibid. pp.28-3 |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1385/02/05ساعت 12:38 بعد از ظهر توسط zahra |
|
|
وقتي رسانه هاي سنتي اقناع نمي كنند يكي از دستاوردهاي اينترنت، ايجاد گروه هاي همفكر و هم انديش است كه در قالب مشخصي با يكديگر ارتباط برقرار كرده و توانمندي هاي فكري و اجتماعي خود را به اشتراك مي گذارند. با اين كار، محيطي صميمانه و دوستانه ايجاد مي شود. اين جوامع ممكن است از يك گفت وگوي صميمانه دو نفره شروع شده و به صورت يك اتاق گفت وگو رشد كرده، نهايتاً در قالب يك انجمن يا حزب به رسميت شناخته شود. اما محيط جديدي در دسترس كاربران اينترنت قرار دارد كه داراي شباهت ها و اختلافات عمده اي با اجتماعاتي نظير گروه، انجمن، باشگاه و كلوپ است و آن چيزي نيست جز پديده وبلاگ .مطلبي در اين زمينه تهيه شده كه مي خوانيد : جوامع كنوني به بركت گسترش ارتباطات است كه از جوامع قديمي كاملاً متفاوت گشته و مشخصه اصلي اين جوامع بنا به تعبير جامعه شناس معاصر، جياني واتيمو، «ارتباطات عموميت يافته» و همگاني است. اين عموميت با گسترش پديده وبلاگ ها مي رود تا به تحقق كامل در حوزه ارتباطات انساني تبديل شود. اينترنت يكي از ابزارهاي مهم و تا اين لحظه از زمان، آخرين وسيله مورد استفاده براي رشد و توسعه ارتباطات انساني است كه موفق شده محدوده زمان و مكان را در هم نوردد و فراتر از ارتباطات شخصي پا در عرصه ارتباطات عمومي بگذارد. وبلاگ محصول رشد دروني ارتباطات در عالم اينترنت است. اين محصول بازتاب تعامل انسان با فضاي مجازي اينترنت است. اين تعامل اگرچه در آغاز جنبه نظامي يا اقتصادي داشت، هم اكنون از اين دو زمينه بسيار فراتر رفته و به فضايي براي به نمايش گذاشتن ابعاد فردي با تماميت ظرفيت خود در يك عرصه عمومي، تبديل شده است. تكنولوژي ارتباطات علاوه بر فتح عرصه هاي جديد در روابط انسان، زمينه ابراز وجودي انسان را نيز مهيا ساخته است. رسانه هايي همچون راديو و تلويزيون، تنها بخشي از هويت انساني را كه مي توانست براي ديگران آشكارتر باشد به معرض نمايش گذاشتند، ولي اينترنت، زمينه را براي عرضه كردن بسياري از ابعاد دروني انسان آماده ساخت. اكنون انسان عصر ارتباطات مي تواند آزادانه تصورات و زواياي زندگي دروني خود را در فضاي مجازي اينترنت بريزد و جهاني را از آن خبردار سازد. اين فضا به هر اندازه اي كه بتواند از اسرار جديد پر شود مي تواند مرتبطين جديدي را به خود جذب كند. گويي خلاقيت در خلوت نيز هم اكنون با جذب انسان هاي كنكاش گر در عالم درون، آنها را بيش از پيش به خود مشغول كرده است. انسان اين جهان مجازي، خلاقيت خود را محصول مشترك و برخاسته از تعامل با عالم دروني انسان ها مي داند و در صدد آن است كه ديگران را به حياط خلوت زندگي خود فراخواند و آنان را با خود آشنا سازد. اين آشنايي و ارتباط مي تواند نوعي بازگو كردن خود و در حقيقت كشف ديگراني باشد كه مي توانند با او نوعي از ارتباط را برقرار نمايند، ارتباطي كه حتي در سطح يك «كليك كردن» (يا همان سلام اينترنتي) و انداختن يك نگاه ساده به اين حياط خلوت است. اوج تلاقي در اين زمينه، زماني اتفاق مي افتد كه سطح ارتباط از حالت يك طرفه به دوطرفه تبديل و پيامي از انسان هاي ديگر دريافت گردد. استمرار و تداوم اين ارتباط زماني محقق مي شود كه اين فضا افراد بيشتري را به خود جذب نمايد و نوعي همخواني و يكنواختي دروني را ميان آنان برقرار سازد. وبلاگ در اين مرحله به عرصه فعالي تبديل مي شود كه در آن بازيگران مختلف به جاي طرح مسائل «خارج از خود» به «خود بياني» با استفاده از شناخت روان شناسانه به وجود آمده از «ديگر خود» با ديگران مي پر دازند. هر اندازه اين شناخت عميق تر شود، ارتباط فعال تر و سطح آن گسترده تر مي شود.تاكنون حدود چهار سال از عمر پديده وبلاگ نويسي در كشور ايران مي گذرد و اين در حالي است كه طي اين مدت كوتاه، يك خانواده بزرگ وبلاگ نويس ۶۵ هزار نفري و جامعه اي با بيش از سه ميليون نفر مخاطب شكل گرفته است.با توجه به رشد سريع وبلاگ نويسي در ايران، به عنوان تازه ترين پديده اينترنتي و به عبارتي، روزنامه نگاري عمومي و جايگزين به نظر مي رسد كه بررسي علل گرايش به وبلاگ نويسي در ايران مي تواند راهي به سوي مديريت اين پديده و تدوين قانوني براي آن در جهت دستيابي به اهداف توسعه ملي در جامعه جوان ايران باشد و اهميت آن براي مسئولان و دست اندركاران روشن است. مفهوم وبلاگ وبلاگ ها تا حدود زيادي به يك مفهوم جديد معنا بخشيده اند. وبلاگر ها علاوه بر اين كه مخاطب رسانه هاي سايبر هستند، خود نيز به توليد اطلاعات مي پردازند و در واقع همه كاربران عرصه سايبر در هر زمان و در هر مختصات مكاني به صورت تمام وقت به داده هاي روزنامه هاي سايبر و وبلاگ ها دسترسي دارند و مخاطب روزنامه نگاري سايبر، احتياج ندارد براي دسترسي به داده ها منتظر بماند. او هرگاه كه اراده كند مي تواند وارد سپهر محتوايي رسانه هاي سايبر شود و به عبارت ديگر، دسترسي او به محتواي رسانه هاي سايبر يك دسترسي تمام عيار و همه جانبه است. مخاطب رسانه سايبر هر هفت روز هفته و به طور بيست و چهار ساعته به محتوايي كه برايش تهيه مي شود، دسترسي دارد. در روزنامه نگاري سايبر مفهوم شهروند جاي خود را به مفهوم تازه ديگري به نام «شبكه وند» داده است و اين امر بدان معناست كه جغرافيا نيز در قلمرو روزنامه نگاري سايبر جان سپرده است؛ به اين ترتيب كه جغرافياي مخاطب در روزنامه نگاري سايبر يك جغرافياي جهاني و روزنامه نگاري سنتي يك جغرافياي محلي است. در روزنامه نگاري سايبر با ريزش اطلاعات مواجه نيستيم و آنچه توليد مي شود به سهولت در اختيار همه مخاطبان بالقوه اين نوع از روزنامه نگاري است. يعني آنچه روزگاري «نوربرت وليز» به عنوان يك ضعف ارتباطي مطرح كرد، حالا در روزنامه نگاري سايبر از بين رفته است؛ به طوري كه اساساً اكنون فضاي سايبر را كه روزنامه نگاري سايبر در درون آن قرار مي گيرد يك جهان متشكل از اطلاعات محض مي نامند، جهاني كه اگرچه جنبه فيزيكي ندارد و مجازي است اما جهان عينيات است، جهان داده ها، جهاني كه اجزاي متشكله آن تماماً اطلاعات است. فضاي سايبر اكنون همان واقعيت مجازي است كه بافت آن همه و همه اطلاعات است. نكته ديگري كه در فضاي سايبر مطرح است، طرح آزادانه و بدون مانع مسائل است و به همين دليل آزادي بيان در اجلاس سران درباره جامعه اطلاعاتي (ژنو، دسامبر ۲۰۰۳) قطعاً طرف توجه قرار گرفت. تجربه رسانه هاي سايبر و فضاي آزادانه آنها و همچنين بازتاب فرهنگ هاي گوناگون و به طور كلي تكثر افكار در فضاي رسانه اي سايبر، زيربنا و سنگ پايه يك جامعه اطلاعاتي عادلانه خواهد بود. تعريف وبلاگ هر وبلاگ ، يك فضاي اينترنتي است و نويسنده آن كه به بلاگر يا وبلاگر معروف است اين فضا را با آميزه اي از خاطرات، خبرها و لينك هايي كه دوست دارد، پر مي كند. نويسندگان وبلاگ ها حكم راهنماها را در مناطق كوهستاني اينترنت دارند. درست است كه آنها هر روز تجارب شخصي يا خاطرات خود را براي ديگران بازگو مي كنند اما همين كه به لينك دهي رو مي آورند تبديل به راهنما مي شوند. اين بلاگرها اعلام موضع هم مي كنند و گاه و بي گاه نظرات خود را در مورد مهمترين رويدادها بيان مي كنند. پس از اين جنبه هم مي توان آنها را ابزارهاي چك كردن واقعيت ها قلمداد كرد. بلاگرها در واقع ديدگاه هاي آلترناتيو و متقابل هستند در برابر ديدگاه هاي رسانه هاي حاكم. بنابراين مي توان گفت كه وبلاگ ها اين كندوهاي فكري و متكي به تعامل، عملاً وارد جدال بر سر تغيير دستور جلسه و يا تغيير برجسته سازي هاي رسانه هاي نوشتاري حاكم نيز شده اند. اين جدال چه خواسته و چه ناخواسته اكنون ادامه دارد. نه رسانه هاي سنتي پارادايم تمايلي به وبلاگ ها دارند و نه وبلاگ ها هيچ علاقه اي به رسانه هاي سنتي دارند. به نظر مي رسد توجه وبلاگ ها به رسانه هاي نوشتاري و غيرديجيتال فقط براي افشاگري و يا مچ گرفتن از آنهاست. بنابراين وبلاگ ها فضايي را كه رسانه هاي حاكم مي خواهند مخاطبان را در آن محصور سازند، تغيير مي دهند، در واقع مركز تقابل وبلاگ ها و رسانه هاي چاپي در جايي قرار مي گيرد كه به آن گستره يا فضاي حاكم يا بافت حاكم گفته مي شود. اين بافت حاكم، عملاً يك گفتمان نوشتاري است. گفتماني كه رسانه هاي حاكم آن را حفظ مي كنند و با ادبياتي كه به كار مي گيرند، عملاً هر وضع موجودي را مطلوب جلوه داده و باعث مي شوند تا روايت رسمي هر رويداد و تحول بر انديشه مخاطبان غلبه كند. پس نقطه ستيز وبلاگ ها و رسانه هاي چاپي در همين گفتمان نوشتاري است. وبلاگ نوعي از پايگاه اينترنتي است كه مي تواند ابزاري باشد در دست همگان، براي نشر محتوا در وب، حتي براي كساني كه از وب و اينترنت كمترين اطلاعات فني را دارند، حتي يك نفره هم مي شود آن را اداره و نگهداري كرد و به تعبيري مي تواند محيط كاملاً فردي و خصوصي باشد، مي تواند يك ارتباط چند رسانه اي و تعاملي با مخاطب برقرار كند، در آن زمان، معنا و مفهوم بسيار با اهميتي در مقايسه با اغلب گونه هاي پايگاههاي وبي دارد. وبلاگ يك فضاي مجازي تر در عالم مجازي اينترنت است. اما اين فضا بخشي از فضاي بزرگتري است كه همه در آن نفس مي كشند و يا در حقيقت حركت مي كنند و جايگاه خود را در اين فضا تعيين مي كنند. اين فضا اگرچه حجم و شكل آن توسط افراد انتخاب مي شود ولي به هيچ وجه يك فضاي «شخصي » به مفهوم عدم دسترسي كامل ديگران به آن نيست. بخشي از فضايي است كه همگان از آن استفاده مي كنند. از طرف ديگر محتواي اين فضا، هر چه باشد، كاملاً شخصي نيست. شايد به علت اينكه مي توان در اين فضا آزادانه حركت كرد و هرچه خواست طراحي كرد. واژه وبلاگ وبلاگ تركيبي از دو كلمه web و log و به معني ثبت روزانه وقايع در web است. پديده وبلاگ نويسي از سال ۸۰ در ايران شروع به رشد نمود. اما از آن تاريخ تاكنون، رشد فزاينده اي داشته و روز به روز بر تعداد علاقه مندان آن افزوده مي شود. واژه معادل وبلاگ طبق يك نظرسنجي كه در يكي از وبلاگ هاي فارسي به عمل آمد، واژه معادل فارسي« تارنگاشت »بيشترين رأي را در بين ساير واژه هاي پيشنهادي به خود اختصاص داد و براي وبلاگ نويسي واژه« تارنگاري »و براي بلاگر واژه« تارنگار» در نظر گرفته شد. اما به دليل اينكه هنوز واژه مشخصي توسط فرهنگستان علوم براي آن در نظر گرفته نشده از خود كلمه «وبلاگ »و يا مخفف آن« بلاگ »استفاده مي شود. بلاگر كيست؟ افرادي هستند كه مرتباً در وب به جست وجو پرداخته و از سايت هاي مختلف اطلاعات جديد كسب كرده و در وبلاگ خود يادداشت مي كنند و يا در سطح گسترده تر، اطلاعات عمومي كسب كرده از داخل و خارج وب را در وبلاگ خود ثبت مي كنند. قسمت اول عملكردشان مانند موج سواران وب است اما بخش دوم كه ثبت آن در صفحه اي از وب است، پديده نويني است كه در آينده نه چندان دور، وب را به تسخير در خواهد آورد. بلاگرها همانند صياداني هستند كه در شكارگاه اينترنت به جست وجوي شكار جديد و گردآوري اطلاعات مي پردازند. هر يك ممكن است اطلاعاتي در خور توجه پيرامون مسائل جاري روز داشته باشند كه به طور خام يا حلاجي شده در صفحه بلاگ شان قرار دهند. محتواي وبلاگ ها تعدادي پيوند، نوشته هاي انتقادي و تحليلي، انديشه ها و يادداشت هاي شخصي به نحو متناسبي محتواي وبلاگ هاي اوليه را شكل مي دادند. آن موقع تنها كساني كه از ساخت صفحات وب سر درمي آوردند دستي در ساخت وبلاگ داشتند. كسي كه وبلاگ داشت به صورت تفنني كد نويسي با«اچ تي ام ال » را فرا گرفته بود، يا كار و حرفه اش طراحي صفحات وب بود و حين وب گردي در اوقات فراغت روزانه، وبلاگش را هم سر و سامان مي داد. بسياري از وبلاگ هاي امروزي هم همان روال را دنبال مي كنند. نويسندگان وبلاگ هم به گوشه كنارهاي كمتر شناخته شده وب ارجاع مي دهند. اما اگر نويسنده تا حدي در زمينه مضمون نوشته هايش ماهر باشد، ممكن است درباره دقت و صحت مطالبي كه به آن اشاره كرده است، نظراتي داشته باشد يا حتي شواهد تكميلي و مناسبي را كه در اختيار دارد معرفي و يا اينكه نظر و تحليل شخصي خود را نسبت به موضوع مطرح شده ارائه كند. چنين تحليل و تفسيرهايي غالباً رك و صريح و باكنايه همراه است. نويسنده هاي متبحر مي كوشند، همه اين مطالب را در يكي دو جمله جمع كنند. در واقع قالب يك وبلاگ چنان است كه ايجاز را در نويسنده تقويت مي كند. نوشته هاي تحليلي و مفسرانه بلند را بهتر است در صفحه اي جداگانه و فضايي اختصاصي قرار داد.وبلاگ ها به خوبي نقش صافي را براي خوانندگانشان بازي مي كنند، گويي يكي قبل از خواننده در وب گشت زده است. از ميان هزاران صفحه اي كه در وب و زير آسمان اين فضاي مجازي پخش و پراكنده اند، نويسندگان وبلاگ حيرت آورترين و ضروري ترين و مناسب ترين ها را برمي گزينند. از آن جايي كه اكثر افراد آنقدر سرشان شلوغ است كه تنها به عناوين اهم اخبار ممكن است توجه كنند، بلاگرها با جست وجوي نوشته هاي به درد بخور از منابع كمتر شناخته شده و با ارائه شواهد بيشتر و ديدگاه هاي متنوع و ايده هاي متفكرانه، ايفاي نقش مي كنند. وبلاگ نويسان با نوشتن چند خط در طول روز فعاليت رسانه اي را، به عنوان كوششي مشاركت طلبانه و عمومي، از نو تعريف مي كنند. وبلاگ نويس هر جور كه بخواهد و با هر چيزي مي تواند آن را پر كند. يك فكر آني، يك مقاله دنباله دار و بالا بلند و يا خاطرات دوران كودكي.پس وبلاگ به وب سايتي مي گويند كه شامل نوشته هاي شخصي يك نفر راجع به چيزها و نكات جالبي كه مي بيند يا به آنها فكر مي كند هست. معمولاً وبلاگ ها هر روز، به روزمي شوند. ويژگي مخاطبان وبلاگ ها مخاطبان وبلاگ ها ويژگي هاي كاملاً ملموس و آشنا دارند و زنان و كودكان جزو مخاطبان ثابت وبلاگ ها هستند، يا كلاً اساتيد و تحصيلكرده هايي كه داراي انديشه هاي راديكال هستند . در فهرست مخاطبان وبلاگ ها، قطعاً جوانان نوجو و ضد كليشه اي هم مجالي گرفته اند كه مخاطبان بدون تعارف هستند. در كل مخاطبان وبلاگ ها اين گونه رفتار مي كنند: يك كليك براي هميشه و يا يك كليك بدون ديدار بعدي. بنابراين مي بينيم كه مخاطبان وبلاگ ها تفاوت اساسي با مخاطبان روزنامه ها دارند. خوانندگان وبلاگ ها به دليل دارا بودن حداقلي از سواد ديجيتالي، رفاه اجتماعي و انگيزه هاي روانشناختي، به عنوان قشري ممتاز و خاص در جامعه هستند كه رسانه هاي سنتي نتوانسته اند آنها را اقناع و ارضا كنند. آنها رك گو و صريح هستند و با كسي تعارف ندارند، چون قدرت واكنش در برابر اخبار و رويدادها را دارند و بلافاصله از خود عكس العمل نشان مي دهند، آنها با كليشه و كليشه گرايي كاملاً مخالفند و حرف هاي رسمي و كليشه اي را پس مي زنند. وبلاگ خوان ها براي وقت و هزينه اي كه مي كنند و پشت كامپيوتر به اينترنت متصل مي شوند ارزش قائلند. كسي را به زور نمي توان خواننده يك وبلاگ كرد.گاهي در مقابل يك مطلب دو پاراگرافي، پنجاه كاست منتشر مي شود كه از اصل مطلب هم غني تر و جالب است. وبلاگ و جامعه وبلاگ خوان، ميدان تضارب آرا و انديشه ها و گفت وگوي فرهنگ ها و ديدگاه هاست. از سوي ديگر مخاطبان وبلاگ ها بر خلاف مخاطبان روزنامه ها متعلق به يك مكان جغرافيايي و زمان خاص نيستند. وبلاگ ها و رسانه هاي سايبر، مرزهاي جغرافيايي را درنورديده و به جاي شهروند روزنامه خوان مفهوم جديدي به نام«شبكه وند»آفريده اند. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1385/02/05ساعت 9:43 قبل از ظهر توسط zahra |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
گلچهره مپرس کان نغمه سرا از تو چرا جدا شد ؟
گلچهره مپرس پروانه تو بی تو کجا رها شد مپرس مپرس مرنجان دلت را خدا را رها کن غمت را رها کن مخور غم مخور غم نگارا مخور غم مخور غم نگارا گلچهره مپرس آن نغمه سرا چرا از تو چرا جدا شد؟ گلچهره بریز تو خون من عاشق خسته دل را |
| آرشیو موضوعی |
|
سیاه مشق های دانشجویی اشعار و منتخبات نصایح بزرگان درد و دل |
| پیوندها |
|
قرآن حافظ مولوی سعدی شاهنامه EDC نفیسه مطلق احمد محدث مهدی پور احمد تازه های ادبی ده نمکی دود عود شراره نبیه زرین کوثر شف گورمند پورنج يوسف عليخاني Hijabs High |
|
RSS
|