تبليغاتX
MYZAHRA.blogfa.com
چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست سخن شناس نه ای جان من خطا اینجاست

 

پس آن همه سال و ماه
که غمگين‌ترين درياها
بر ديدگانِ ما گواهی می‌دادند،


شما کجا بوديد؟!

 

شما يکبار هم نيامديد، نگفتيد، نپرسيديد
از پیِ آن همه بادِ بَدآيند
چه بر خوابِ‌ انار و پروانه رفته است!
حالا که آب‌ها همه از چشمِ‌ آسياب افتاده است
از چه اين همه حيران


به صحبتِ سنگ و صبوریِ گندم می‌نگريد؟!


ما در طولِ تمامِ‌ اين بی‌ترانه‌خواندن‌ها
رَد به رَد از پی اميد و آينه آمديم،
آمديم و باز می‌دانستيم
که از شدتِ شکستن،
پَرِ بالِ هيچ کبوتری ديگر
از چاهِ سَربسته نخواهد آمد.


سربسته بگويمت
حالا اين ديدگانِ ماست
که بر غمگين‌ترين درياها گواهی می‌دهند،
گواهی می‌دهند


که هنوز هم اينجا انارستانی هست


باغی بزرگ، پسينی پنهان وُ
پروانه‌هايی عجيب
که در پس آستينِ آينه پنهانند

زنده یاد سهراب سپهری

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/03/28ساعت 3:11 بعد از ظهر  توسط zahra | 


دل ها بر دو قسم است؛ يكي همچون سنگ سپيد

 سخت كه هيچ فتنه در خود نپذيرد،

 ديگري سياه  خاك آلود همچون كوزه سرنگون

چنان كه در اين كوزه سرنگون آب نماند،

 در چنين دلي خير و طاعت نماند.


كشف الاسرار - رشيد الدين ميبدي

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/03/28ساعت 7:39 قبل از ظهر  توسط zahra | 

گرگ

گفت دانايی که: گرگ خيره سر،

هست پنهان در نهاد هر بشر!

لاجرم جاری ست پيکاری سترگ

روز و شب، ما بين اين انسان و گرگ

زوربازو چاره ی اين گرگ نيست

صاحب انديشه داند چاره چيست

ای بسا انسان رنجور پريش

سخت پيچيده گلوی گرگ خويش

وی بسا زور آفرين مرد دلبر

هست در چنگال گرگ خود اسير

هرکه گرگش را در اندازد به خاک

رفته رفته می شود انسان پاک

وآنکه از گرگش خورد هر دم شکست

گرچه انسان می نمايد،گرگ هست!

وانکه با گرگش مدارا می کند،

خلق و خوی گرگ پيدا می کند.

در جوانی جان گرگت را بگير !

وای اگر اين گرگ گردد با تو پير

روز پيری،گر که باشی همچو شير

ناتوانی در مصاف گرگ پير

مردمان گر يگديگر را می درند

گرگ هاشان رهنما و رهبرند

اين که انسان است اين سان دردمند

گرگ ها فرمانروايی می کنند،

و آن ستمکاران که با هم محرم اند

گرگ هاشان آشنايان هم اند

گرگ ها همراه و انسان ها غريب

با که بايد گفت اين حال عجيب؟...

 

 

  منبع:زيبای جاودانه مشيری

برگرفته از وب لاگ  ای یار من

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/03/24ساعت 8:22 قبل از ظهر  توسط zahra | 

ناگهان دیدم سرم آتش گرفت
سوختم ، خاکسترم آتش گرفت

چشم واکردم، سکوتم آب شد
چشم بستم ، بسترم آتش گرفت

در زدم ، کس این قفس را وا نکرد
پر زدم ، بال و پرم آتش گرفت

از سرم خواب زمستانی پرید
آب در چشم ترم آتش گرفت

حرفی از نام تو آمد بر زبان
دستهایم ، دفترم آتش گرفت

 

منبع:آيينه های ناگهان (دکتر قيصر امين پور)

+ نوشته شده در  جمعه 1385/03/19ساعت 8:27 بعد از ظهر  توسط zahra | 

بازم فصل امتحان است مثل اینکه آدمی اگر صد سال هم عمر کند باز زمان امتحان برایش سخته

چرا ما آدم ها  به امتحان حس خوبی نداریم !!!

کاش میشد اسمش را عوض کنیم شاید حس مان نیز تغییر میکرد !!!!

باز بوی تلخ امتحان يادم آيد همی

باز نمره ی صفر يادم  آيد همی

مشتق و حد و حساب و هندسه

اين همه فرمول آخ ديگر بسه

فعل معتل و ثلاثی و مزيد

می پرد بر من چو شمر و چون يزيد

 

+ نوشته شده در  شنبه 1385/03/13ساعت 8:2 قبل از ظهر  توسط zahra | 

مهر خوبان دل و دين از همه بي‌پروا برد

رخِ شطرنج نبُرد آن‌چه رخِ زيبا برد 

تو مپندار كه مجنون سر خود مجنون شد

از سَمَك تا به سماكش كشش ليلا برد 

من به سرچشمه‌ي خورشيد نه خود بردم راه

ذرّه‌اي بودم و مهر تو مرا بالا برد

 من خسي بي‌سر و پايم كه به سيل افتادم

او كه مي‌رفت مرا هم به دل دريا برد 

جام صهبا زكجا بود، مگر دست كه بود

كه در اين بزم بگرديد و دل شيدا برد 

خم ابروي تو بود و كف مينوي تو بود

كه به يك جلوه ز من نام و نشان يك‌جا برد 

خودت آموختي‌ام مهر و، خودت سوختي‌ام

با بر افروخته‌رويي كه قرار از ما برد؟ 

همه ياران به سر راه تو بوديم ولي

خم ابروي مرا ديد و ز من يغما برد

 همه دل‌باخته بوديم و هراسان كه غمت

همه را پشت سر انداخت و مرا تنها برد

 

برگرفته از وب سایت دبیرستان امام خمینی  

+ نوشته شده در  شنبه 1385/03/13ساعت 7:53 قبل از ظهر  توسط zahra | 
 
بايزيد روزگاري برآمد كه ذكر زبان كمتر كردي،
چون او را از آن پرسيدند
گفت: عجب دارم از اين ياد زبان،
عجب تر از اين كو بيگانه ايست،
بيگانه چه كند در ميان جان
كه ياد اوست خود در ميان جان.
 
 
كشف الاسرار _ رشيدالدين ميبدي
+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/03/07ساعت 7:34 قبل از ظهر  توسط zahra | 
 
 
ماییم و در میکده تا یار چه خواهد  
دلبسته آنیم که دلدار چه خواهد
صد شکر کز آلایش کثرت برهیدیم   
در عالم وحدت دل بیدار چه خواهد
ما را هوسی نیست که در میکده شادیم
در سینه دگر آه شرر بار چه خواهد
دل خون شد و جان رفت ز کف در ره جانان 
از ما دگر آن دلبر عیار چه خواهد
ما عقل رها کرده و سرگشته و مستیم 
از می زدگان عاقل هشیار چه خواهد
هر کس بد ما گفت نرنجیم و ندانیم  
آن بی خبر خام از این کار چه خواهد
گر نور ببخشند و نبخشند غمی نیست  
ماییم و در میکده تا یار چه خواهد
 
جواد نوربخش
+ نوشته شده در  جمعه 1385/03/05ساعت 12:46 بعد از ظهر  توسط zahra | 

شخصي دعوي نبوت كرد،

او را پيش مأمون خليفه بردند،

مأمون گفت: اين را از گرسنگي دماغ خشك شده است، مطبخي را بخواند.

 فرمود كه اين مرد در مطبخ ببر و جامه خوب و نرمش بساز و هر روز شربتهاي معطر و طعامهاي خوش مي ده تا دماغش با قرار آيد مردك مدتي بر اين تنعم در مطبخ بماند، دماغش با قرار آمد.

روزي مأمون را از او ياد آمد، بفرمود تا او را حاضر كردند، پرسيد كه همچنان جبرئيل پيش تو مي آيد؟ گفت: آري، گفت چه مي گويد؟ گفت: مي گويد كه جايي نيك به دست تو افتاده است. هرگز پيغمبري را اين نعمت و آسايش دست نداد، زينهار تا از اينجا بيرون نروي.


رساله دلگشا _ عبيد زاكاني

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/03/01ساعت 8:19 قبل از ظهر  توسط zahra | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
گلچهره مپرس کان نغمه سرا از تو چرا جدا شد ؟

گلچهره مپرس پروانه تو بی تو کجا رها شد مپرس مپرس

مرنجان دلت را خدا را رها کن غمت را رها کن

مخور غم مخور غم نگارا

مخور غم مخور غم نگارا

گلچهره مپرس آن نغمه سرا چرا از تو چرا جدا شد؟

گلچهره بریز تو خون من عاشق خسته دل را


پیوندهای روزانه
ارتباطات و روابط عمومی 1
ارتباطات و روابط عمومی2
فهرستي از كتابخانه هاي جهان
دانشگاههاي‌ کشورهای مستقل مشترک المنافع و آسیای میانه
آموزش عالی و دانشگاههای کشورهای جهان
دانشگاههای اروپا و آمریکا
اطلاعات دانشگاههاي مالزي
اخبار ارتباطات
استاد
اخبار ICT
دانشکده ارتباطات UPM
انجمن دانشجویان ایرانی در مالزی (ایسام)
خبرنامه مالزی
قسمت تحصیلات تکمیلی UPM مالزي
دانشگاههای مالزی
فهرست برترین آرشیوهای دسترسی آزاد جهانی
فهرست برترین آرشیوهای دسترسی آزاد جهانی
فهرست برترین آرشیوهای دسترسی آزاد جهانی
فهرست برترین آرشیوهای دسترسی آزاد جهانی
کلیپ آقاسی برای امام زمان
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
آرشیو موضوعی
سیاه مشق های دانشجویی
اشعار و منتخبات
نصایح بزرگان
درد و دل
پیوندها
قرآن حافظ مولوی سعدی شاهنامه EDC
نفیسه مطلق
احمد محدث
مهدی
پور احمد
تازه های ادبی
ده نمکی
دود عود
شراره
نبیه
زرین
کوثر
شف گورمند
پورنج
يوسف عليخاني
Hijabs High
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM