تبليغاتX
MYZAHRA.blogfa.com
چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست سخن شناس نه ای جان من خطا اینجاست

تحمل خار

آمد بهار و برگی و باری نداشتم
چون شاخه بریده بهاری نداشتم
 در این چمن چو آتش سردی که لاله داشت
 می سوختم نهان و شراری نداشتم
 گل خنده زد به شاخ و من از خویش شرمسار
 کاندر بهار برگی و باری نداشتم
دادم ز دست دامنت ای گل به طعنه ای
 از باغ تو تحمل خاری نداشتم
 یک دم به آستان تو بختم نبرد راه
 در کویت اعتبار غباری نداشتم

شفیعی کدکنی

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/08/29ساعت 8:54 بعد از ظهر  توسط zahra | 
فریدریش نیچه : "آشفتگی من از این نیست که تو به من دروغ گفته ای، از این آشفته ام که دیگر نمیتوانم تو را باور کنم." 
 
+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/08/29ساعت 8:51 بعد از ظهر  توسط zahra | 
پس از من

من که رفتم زین چمن باغ و بهاران گو مباش
بوسه باران و رقص شاخساران گو مباش
چون گل لبخند من پژمرد ابری گو مبار
چون خزان شد عمر من صبح بهاران گو مباش
من که سر بردم به زیر بال خاموشی و مرگ
نغمه ی شور افکن بانگ هزاران گو مباش
 تیشه را فرهاد از حسرت چو بر سر می زند
 نقش شیرینی به طرف کوه ساران گو مباش
این درخت تشنه کام اینجا چو در بیداد سوخت
 کوه ساران را زلال جویباران گو مباش
 گر نتابد اختری بر آسمان من چه غم
پر تو شمعی به شام سوگواران گو مباش

شفیعی کدکنی

 


+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/08/29ساعت 8:50 بعد از ظهر  توسط zahra | 
پائیز

من متولد پائیزم
فصل دیدن رنگ در بعد نگاه
فصل آرامش دل
فصل غوغای نگاه!
فصل خواهش

فصل سایه
فصل باران
بـــاران!

من در رویایی دور از دسترس!
تو را بردم به فضایی که فقط من بودم و تو!
و نگاه تر شده ات
مرا برد به ما فوق مکان
مرا برد به ماه
مرا برد به ژرفای خیال!

و تو آرام نگاه می کردی
که چرا من آنگونه پریشان
چشم بسته بودم به نگاهت!
و دریغا که نمی دانستی
من دلبسته بودم به نگاهت!

در آن چشمان بزرگ
و در آن لبخند ظریف
و در آن حس ــ و در آن وادی عشق
من گم شده بودم
و متنفر از هر پیدا شدنی!

م.آزاد
 

+ نوشته شده در  شنبه 1385/08/27ساعت 9:14 بعد از ظهر  توسط zahra | 
پائیز

و در آن شبهای پاییزی
یاد ِ تو گرمای وجودم بود
همچون شعله های عشق،
طبع پر شورم بود.

من طعم ِ شرر انگیز ِ‌ آرزوهای محالم را
با همرهی باد سرد خزان
به استقبال گور خواهم برد
که بپوسند در آنجا
و به دیدارکسی در خموشی بروند.

راستی چه کسی می گفت؟
« زندگی تر شدن پی در پی در حوضچه اکنون است »
گویا سهراب هم تر شده بود...!

من آخر هر کوچه بن بست
به دنبا ل ِ دری می گردم
دری که مرا ببرد به وسعتِ مرگ
دری رو به آفتاب
دری تا انتهای بودن
شایدم مردن!!
م. آزاد

+ نوشته شده در  شنبه 1385/08/27ساعت 9:1 بعد از ظهر  توسط zahra | 
خواهم رفت....

یکی در مرگِ شقایق
یکی در فصل ِ خزان
و هر بار تو به من زندگانی بخشیدی!
تو مهربانانه به من عاطفه بخشیدی!
تو به من گفتی بمان
و من ماندم!

مـــــاندم!



من ماندم که با تو بروم به سر قله احساس
که قدم بزنیم در کوچه بن بستِ شکوه

خالی از شک

خالی از ترس

خالی ازبیم



و من اکنون تنها به ابدیت خواهم رفت
به تنهایی با بید سخن خواهم گفت
و به آن دنیای دگر خواهم رفت....

آرام خواهم رفت!


+ نوشته شده در  شنبه 1385/08/27ساعت 8:58 بعد از ظهر  توسط zahra | 

پائیز

من از شوق لبخند تو، لبخند زنان
چه سرودها که نخواندم
چه فخرها که به نرگس نفروختم!
آه ، افسوس ــ
که آن دل شادان سخت بپژمرد!


من متولد پاییزم
فصل ِ دلسردی عشق
فصل ِ افتادن ِ برگ
فصل ِ تولد ِ رنگ!

در همان یک قدمی ها
من یخ زده بودم
دلِ من به گرمای دلت خوش بود و نمی دانست
که دلت سنگ است و خالی از هر عاطفه ای!
و تـــو هم، متولد پاییز
تو هم ســرد!
تو هم بــاد

م. آزاد

+ نوشته شده در  شنبه 1385/08/27ساعت 8:55 بعد از ظهر  توسط zahra | 

حدیث درد من، گر کس نگفت، افسانه ای کمتر

وگر من خود نباشم در جهان، دیوانه ای کمتر

اگر بی نام و ناموسم فراغم بیشتر باشد

وگر بی خانمانم، گوشه ی ویرانه ای کمتر

از آن سیمرغ را در قاف قربت آشیان دادند

که شد زین دامگه مشغول آب و دانه ای کمتر

نکو بزمی ست عالم، لیک ساقی جام غم دارد

خوش آن مهمان که خورد از دست او پیمانه ای کمتر

کسی عاشق شود کز آتش سوزان نپرهیزد

به راه عشق نتوان بودن از پروانه ای کمتر

چه غم در باغ گر باد خزانی بی پناهم کرد

که مشتی خار وخس، یعنی پریشان لانه ای، کمتر

مکن "مانی" عمارت، از سرای دهر بیرون شو

برای این دو روز عمر محنت خانه ای کمتر

 

مانی شیرازی

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/08/24ساعت 1:38 بعد از ظهر  توسط zahra | 

در دو روز عمر کوته سخت جانی کرده ام

 با همه نامهربانان مهربانی کردم

همدلی هم آشیانی هم زبانی کردم

بعد از این بر چرخ بازیگر امیدم نیست نیست

آن سرانجامی که بخشاید  نویدم نیست

هدیه از ایام جز موی سپیدم نیست 

من نه هرگزشکوه ای از روزگارم کرده ام

نه شکایت از دو رنگی های یاران کرده ام

گرچه شکوه بر زبانم میفشارد استخوان ام

من که با این برگ ریزان روز شب سرکرده ام

صد گل امید را در سینه پرپر کرده ام

دست تقدیر این زمان کرده همرنگ خزان ام

پشت سر پل ها شکسته پیش رو نقش سرابی

 هوشیار افتاده مستی در خرابات خرابی

مهربانی کیمیا شد مردمی دیریست مرده

سر فرازی را چه دانم سر به زیری سر سپرده

میروم دل مردگی ها را ز سر بیرون کنم

گر فلک با من نسازد چرخ را واژگون کنم

بر کلام نا هماهنگ  جدایی خط  کشم

بر سرود آفرینش نغمه ای موزون کنم

در دو روز عمر خود بسیار دل بر دیده ام

بس ملامت ها که از بی مردمان بشنیده ام

سر دهد در گوش جانم موی همرنگ شبان ام

من که عمر رفته بر خاکستر غم چیده ام

زین سبب گردی ز خاکستر به خود پاشیده ام

گر بمانم یا نمانم بنده پیر زمان ام  

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/08/15ساعت 0:44 قبل از ظهر  توسط zahra | 

غمی غمناك

شب سردی است، و من افسرده.

راه دوری است، و پايی خسته.

تيرگی هست و چراغی مرده.

می كنم، تنها، از جاده عبور:

دور ماندند زمن آدم ها.

سايه ای از سر ديوار گذشت،

غمی افزود مرا بر غم ها.

فكر تاريكی و اين ويرانی

بی خبر آمد تا با دل من

قصه ها ساز كند پنهانی.

نيست رنگی كه بگويد با من

اندكی صبر، سحر نزديك است.

هر دم اين بانگ برآرم از دل:

وای، اين شب چقدر تاريك است!

خنده ای كو كه به دل انگيزم؟

قطره ای كو كه به دريا ريزم؟

صخره ای كو كه بدان آويزم؟

مثل اين است كه شب نمناك است.

ديگران را هم غم هست به دل،

غم من، ليك، غمی غمناك است.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/08/15ساعت 0:38 قبل از ظهر  توسط zahra | 
جنمی دیگر

ما فریاد میزنیم چراغ چراغ

ما فریاد میزنیم چراغ چراغ

و ایشان درنمی یافتند

سیاهی چشم شان

سپیدی کدری بود اسفنج وار

شکافته

لایه بر لایه بر

شباهت برده از جسمیت مغزشان

گناهی شان نبود

از جنمی دیگر بودند 

شاملو

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/08/08ساعت 4:21 بعد از ظهر  توسط zahra | 

مکتب عشق

سیه چشمی به کار عشق استاد
 درس محبت یاد می داد
مرا از یاد برد آخر ولی من
بجز او عالمی را بردم از یاد

 مشیری

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/08/08ساعت 4:15 بعد از ظهر  توسط zahra | 

مشخصات كلي متولدين آبان ماه:

قوي و قدرتمند ، مصمّم و با اراده پولادين ، ورزشكار ، هوشيار ، حسّاس و خجول ، در ظاهر آرام ولي در باطن خروشان ، انتقامجوي شديد ، پر انرژي ، واقعاْ كوشا ، عاشق ماورالطبيعه ، اهل معنويّات ، عاشق مسائل مرموز ، هر كاري را به پايان مي رساند ، مشكوك و كنجكاو و تودار ، مجري بسيار خوب ، پايدار و با ثبات ، محقّق ورزيده ، كاشف و دانشمند ، علاقه مند به تفتيش عقايد ، فكر سايرين را مي خواند ، داراي روح قوي ، واقعاْ اميدوار ، فرمانده و سياستمدار ، مقاوم و پر تحمّل ، فنا ناپذير ، عدّه كمي را وارد زندگي خود مي كند ، عاشق تولّد مجدّد ، داراي اهداف عالي ، بلند پرواز ، علاقه‌مند به روانكاوي و روانشناسي ، پر شور و حرارت ، پدري فداكار ، عاشق نصيحت كردن ديگران ، داراي افكار تخيّلي و ايده آل ، زيبا ، حسود ، موقع شناس ، جاه طلب ، خشن ، قابل اعتماد ، متنفّر از دروغ ، با وقار ، منطقي ، ماجراجو ، عاشق اسرار حيات و جهان ، با اعتماد به نفس ، شجاع و دلير ، كمال گرا ، اهل معنويّات و واقعاْ قاطعانه عمل مي كند .

به مناسبت ماه تولدم آبان

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/08/01ساعت 9:50 قبل از ظهر  توسط zahra | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
گلچهره مپرس کان نغمه سرا از تو چرا جدا شد ؟

گلچهره مپرس پروانه تو بی تو کجا رها شد مپرس مپرس

مرنجان دلت را خدا را رها کن غمت را رها کن

مخور غم مخور غم نگارا

مخور غم مخور غم نگارا

گلچهره مپرس آن نغمه سرا چرا از تو چرا جدا شد؟

گلچهره بریز تو خون من عاشق خسته دل را


پیوندهای روزانه
ارتباطات و روابط عمومی 1
ارتباطات و روابط عمومی2
فهرستي از كتابخانه هاي جهان
دانشگاههاي‌ کشورهای مستقل مشترک المنافع و آسیای میانه
آموزش عالی و دانشگاههای کشورهای جهان
دانشگاههای اروپا و آمریکا
اطلاعات دانشگاههاي مالزي
اخبار ارتباطات
استاد
اخبار ICT
دانشکده ارتباطات UPM
انجمن دانشجویان ایرانی در مالزی (ایسام)
خبرنامه مالزی
قسمت تحصیلات تکمیلی UPM مالزي
دانشگاههای مالزی
فهرست برترین آرشیوهای دسترسی آزاد جهانی
فهرست برترین آرشیوهای دسترسی آزاد جهانی
فهرست برترین آرشیوهای دسترسی آزاد جهانی
فهرست برترین آرشیوهای دسترسی آزاد جهانی
کلیپ آقاسی برای امام زمان
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
آرشیو موضوعی
سیاه مشق های دانشجویی
اشعار و منتخبات
نصایح بزرگان
درد و دل
پیوندها
قرآن حافظ مولوی سعدی شاهنامه EDC
نفیسه مطلق
احمد محدث
مهدی
پور احمد
تازه های ادبی
ده نمکی
دود عود
شراره
نبیه
زرین
کوثر
شف گورمند
پورنج
يوسف عليخاني
Hijabs High
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM